🔸 معادل فارسی:
• ( اصلی ) سر کسی خراب بودن، دائماً از کسی ایراد گرفتن
• تحت فشار شدید بودن، کسی را سخت تحت فشار گذاشتن
• با شدت و بی امان به کسی حمله کردن ( کلامی فیزیکی )
🔸 مثال ها ( با ترجمه فارسی ) :
... [مشاهده متن کامل]
( مدیریت و کار )
"Since the project is behind schedule, the manager is on our throats every single day. "
از وقتی پروژه از برنامه عقب افتاده، مدیر هر روز سر ما خراب است ( به ما فشار میاره ) .
( روابط عاطفی – اتهام زدن )
"I forgot to take out the trash, and my wife was down my throat for an hour. "
یادم رفت زباله را ببرم بیرون، و خانمم یک ساعتبه من گیر داد.
( فیلم های جنایی – تحت نظر بودن )
"If the cops are on your throat, you better leave town. "
اگه پلیس دائم مزاحمته و ازت ایراد می گیره، بهتره شهر رو ترک کنی.
( کسب وکار – رقابت ( توصیف هواپیمایی ) )
"Southwest is right on the legacy carriers' throats with new routes and lower prices. "
جنوب غربی با خطوط هوایی جدید و قیمت های پایین تر، نفس رو به رقبای قدیمی گرفته ( به شدت رقابت می کنه ) .
• ( اصلی ) سر کسی خراب بودن، دائماً از کسی ایراد گرفتن
• تحت فشار شدید بودن، کسی را سخت تحت فشار گذاشتن
• با شدت و بی امان به کسی حمله کردن ( کلامی فیزیکی )
🔸 مثال ها ( با ترجمه فارسی ) :
... [مشاهده متن کامل]
( مدیریت و کار )
از وقتی پروژه از برنامه عقب افتاده، مدیر هر روز سر ما خراب است ( به ما فشار میاره ) .
( روابط عاطفی – اتهام زدن )
یادم رفت زباله را ببرم بیرون، و خانمم یک ساعتبه من گیر داد.
( فیلم های جنایی – تحت نظر بودن )
اگه پلیس دائم مزاحمته و ازت ایراد می گیره، بهتره شهر رو ترک کنی.
( کسب وکار – رقابت ( توصیف هواپیمایی ) )
جنوب غربی با خطوط هوایی جدید و قیمت های پایین تر، نفس رو به رقبای قدیمی گرفته ( به شدت رقابت می کنه ) .