be no longer your uncle

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• از دنیا رفتن، به دیار باقی شتافتن
• بدرود حیات گفتن
• ( طنز ) بوسید و گذاشت کنار، رفت و دیگه برنگشت
🔸 مثال ها:
( همانطور که در سریال Endeavour استفاده شده ) Doctor: "Electrocuted. Rain's come in through the roof. . . Puddled. . . Come into contact with a split electrical cable and Bob— or in this case, Lenny— is no longer your uncle. "
...
[مشاهده متن کامل]

دکتر: برق گرفتگی. بارون از سقف نفوذ کرده. . . آب جمع شده. . . تماس پیدا کرده با سیم برقِ زخمی شده و باب - یا در این مورد، لنـی - به دیار باقی شتافت.