🔸 معادل فارسی:
• با کسی هم دست بودن
• با کسی شراکت پنهانی داشتن
• با کسی جفت شدن ( در قرارداد یا توافق )
🔸 مثال ها:
• The journalist exposed how the mayor was in bed with real estate developers.
... [مشاهده متن کامل]
روزنامه نگار فاش کرد که شهردار چطور با توسعه دهندگان املاک هم دست بوده است.
• If you're in bed with criminals, you can't claim to be an honest businessperson.
اگه با تبهکاران هم دست باشی، نمی تونی ادعا کنی تاجر درستی هستی.
• The two political parties were secretly in bed together to block the reform.
دو حزب سیاسی مخفیانه برای جلوگیری از اصلاحات هم دست شده بودند.
• He got rich by being in bed with corrupt officials.
او با هم دستی با مأموران فاسد پولدار شد.
• با کسی هم دست بودن
• با کسی شراکت پنهانی داشتن
• با کسی جفت شدن ( در قرارداد یا توافق )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
روزنامه نگار فاش کرد که شهردار چطور با توسعه دهندگان املاک هم دست بوده است.
اگه با تبهکاران هم دست باشی، نمی تونی ادعا کنی تاجر درستی هستی.
دو حزب سیاسی مخفیانه برای جلوگیری از اصلاحات هم دست شده بودند.
او با هم دستی با مأموران فاسد پولدار شد.
دستش با کسی در یک کاسه بودن، همدست بودن