be in a bind

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
تفاوت این اصطلاح با in trouble، in a tight spot، و between a rock and a hard place:
• In trouble بر مشکل و دردسر کلی تأکید دارد.
• In a tight spot به وضعیت دشوار و پرخطر اشاره دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

• Between a rock and a hard place بر انتخاب بین دو گزینه ی نامطلوب تأکید می کند.
• Be in a bind به طور خاص بر تنگنا و محدودیت در تصمیم گیری یا عمل تأکید دارد و نشان می دهد که فرد راه آسانی پیش رو ندارد.
دقت کنید که bind در این اصطلاح به معنای گیر افتادن و محدود شدن است، نه صحافی کردن یا بستن.

🔸 معادل فارسی:
• در تنگنا بودن | در مضیقه بودن
• گیر افتادن | در وضعیت دشوار قرار گرفتن
• دو راهی سخت | در بن بست بودن
• گرفتار شدن | در مخمصه بودن
🔸 مثال ها:
• The government is in a bind over the budget crisis.
...
[مشاهده متن کامل]

دولت در بحران بودجه در تنگنا و مضیقه قرار گرفته است.
• She was in a bind: she could either lie or lose her job.
او در دو راهی سختی بود: یا باید دروغ می گفت یا شغلش را از دست می داد.
• The company is in a bind because of the new regulations.
این شرکت به خاطر مقررات جدید در وضعیت دشواری گیر کرده است.
• Parents are often in a bind when choosing between work and family.
والدین اغلب هنگام انتخاب بین کار و خانواده در تنگنا قرار می گیرند.
• He found himself in a bind after losing his passport abroad.
او پس از گم کردن گذرنامه اش در خارج از کشور، خود را در مخمصه دید.