🔸 نکته های کاربردی و تفاوت ها
- be hot under the collar: برآشفته و عصبانی بودن؛ ممکن است خشم هنوز به انفجار نرسیده باشد.
- blow one’s top: ناگهان خشمگین شدن و آن را به شدت بروز دادن.
- see red: دچار خشم شدید شدن؛ تأکید بر شدت احساس خشم است.
... [مشاهده متن کامل]
- get worked up: از نظر احساسی بیش از حد هیجان زده، نگران یا عصبانی شدن؛ دامنه معنایی گسترده تری دارد.
نکته دستوری: این اصطلاح معمولا با فعل be یا get می آید:
- He is hot under the collar. — او برآشفته است.
- He got hot under the collar. — او برآشفته شد.
در این اصطلاح، get بر وارد شدن به حالت عصبانیت و be بر قرار داشتن در آن حالت تأکید می کند.
- be hot under the collar: برآشفته و عصبانی بودن؛ ممکن است خشم هنوز به انفجار نرسیده باشد.
- blow one’s top: ناگهان خشمگین شدن و آن را به شدت بروز دادن.
- see red: دچار خشم شدید شدن؛ تأکید بر شدت احساس خشم است.
... [مشاهده متن کامل]
- get worked up: از نظر احساسی بیش از حد هیجان زده، نگران یا عصبانی شدن؛ دامنه معنایی گسترده تری دارد.
نکته دستوری: این اصطلاح معمولا با فعل be یا get می آید:
- He is hot under the collar. — او برآشفته است.
- He got hot under the collar. — او برآشفته شد.
در این اصطلاح، get بر وارد شدن به حالت عصبانیت و be بر قرار داشتن در آن حالت تأکید می کند.
🔸 معادل فارسی: از کوره در رفتن؛ جوش آوردن؛ از خشم یا ناراحتی برافروخته شدن
🔸 مثال ها
He was visibly hot under the collar when the interviewer asked about his past - mistakes.
وقتی مصاحبه گر درباره اشتباهات گذشته اش پرسید، آشکارا برآشفته و عصبی شده بود.
... [مشاهده متن کامل]
- The manager was getting hot under the collar as the employees continued to challenge his decision.
وقتی کارکنان همچنان تصمیم او را زیر سؤال می بردند، مدیر داشت کم کم از کوره در می رفت.
- You could tell he was hot under the collar, even though he tried to remain calm.
می شد فهمید که به شدت برآشفته است، هرچند سعی می کرد آرامش خود را حفظ کند.
🔸 مثال ها
وقتی مصاحبه گر درباره اشتباهات گذشته اش پرسید، آشکارا برآشفته و عصبی شده بود.
... [مشاهده متن کامل]
وقتی کارکنان همچنان تصمیم او را زیر سؤال می بردند، مدیر داشت کم کم از کوره در می رفت.
می شد فهمید که به شدت برآشفته است، هرچند سعی می کرد آرامش خود را حفظ کند.