be handed

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
داده شدن | سپرده شدن | تحویل داده شدن | واگذار شدن
🔸 مثال ها:
• The new CEO was handed a company in crisis.
مدیرعامل جدید، شرکتی را تحویل گرفت که در بحران به سر می برد.
• She was handed a difficult task with no preparation.
...
[مشاهده متن کامل]

وظیفه ای دشوار بدون هیچ آماده سازی به او واگذار شد.
• The president was handed an economy on the brink of collapse.
اقتصادی در آستانه ی فروپاشی به رئیس جمهور سپرده شد.