be down with

انگلیسی به انگلیسی

• get sick with, be infected with (an illness)

پیشنهاد کاربران

"Be down with" = همراه بودن / موافق بودن / هماهنگ بودن ( با لحنی خودمانی ) .
در یک کلام یعنی هماهنگ / راضیم، مخصوصاً تو موقعیتهای غیررسمی.
مثال:
I'm down with that. = با اون موافقم / باشه.
با کسی یا چیزی هماهنگ بودن / موافق بودن / همراه بودن /درک کردن ( با لحنی غیررسمی و دوستانه )
مثال ها:
I am down with the kids
با بچه ها هماهنگ / همراه هستم.
یا با نسل جوان ارتباط برقرار میکنم.
...
[مشاهده متن کامل]

I'm down with that plan.
با اون برنامه موافقم.
She’s really down with the youth culture.
او واقعاً با فرهنگِ جوان ها همراه است.

مریض بودن