be done with

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to have no further relationship or connection with; end.

پیشنهاد کاربران

تمام شدن، فراغت یافتن، خلاص شدن از یا قطع رابطه کردن با.
این عبارت می تواند به پایان یافتن یک کار، یا به معنای استعاری پایان دادن به یک رابطه یا وضعیت ناخوشایند اشاره داشته باشد.
مثال:

...
[مشاهده متن کامل]

۱. I will be done with my homework in an hour.
( من یک ساعت دیگر با تکالیفم کارم تمام می شود. )
۲. She is finally done with that toxic relationship.
( او بالاخره از آن رابطه سمی خلاص شد. )
۳. Are you done with that newspaper?
( آیا با آن روزنامه کارتان تمام شده است؟ )

کار کسی با چیزی تمام شدن
قال کار یا چیزی را کندن
تمام شدن
قطع ارتباط
خاتمه دادن
پایان دادن
تمام کردن