be cleared of

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی: از اتهام تبرئه شدن؛ از اتهامی مبرا شدن
مثال؛
British sailor cleared of trying to kill girlfriend by throwing her overboard
ملوان بریتانیایی از اتهام تلاش برای کشتن دوست دخترش با پرت کردن او به بیرون از کشتی تبرئه شد.
...
[مشاهده متن کامل]

He was cleared of all charges.
او از تمام اتهامات تبرئه شد.