🔸 معادل فارسی:
• ( برای هوا ) بسیار سرد بودن، یخبندان بودن
• ( برای شخص ) بداخلاق بودن، نق نقو بودن، کج خلق بودن
• ( برای کار یا مسئله ) دشوار بودن، طاقت فرسا بودن
🔸 مثال :
( هوا ) :
... [مشاهده متن کامل]
"They said the wind chill will make it a bear tonight. "
گفتند سرمای باد امشب هوا رو خیلی سرد می کنه.
( شخصیت بداخلاق ) :
"Don't be a bear just because you're tired. "
�فقط به خاطر اینکه خسته ای بداخلاق نباش ( اخماتو وا کن ) .
( کار دشوار ) :
"Getting this old engine to start is a bear. "
روشن کردن این موتور قدیمی واقعاً سخته ( جان کنده ) .
( معنای ترکیبی – هشدار ) :
"He's a bear in the morning, so wait until after lunch to ask for a raise. "
او صبح ها بداخلاق می شه، پس تا بعد از ناهار صبر کن تا درخواست افزایش حقوق بدی.
• ( برای هوا ) بسیار سرد بودن، یخبندان بودن
• ( برای شخص ) بداخلاق بودن، نق نقو بودن، کج خلق بودن
• ( برای کار یا مسئله ) دشوار بودن، طاقت فرسا بودن
🔸 مثال :
( هوا ) :
... [مشاهده متن کامل]
گفتند سرمای باد امشب هوا رو خیلی سرد می کنه.
( شخصیت بداخلاق ) :
�فقط به خاطر اینکه خسته ای بداخلاق نباش ( اخماتو وا کن ) .
( کار دشوار ) :
روشن کردن این موتور قدیمی واقعاً سخته ( جان کنده ) .
( معنای ترکیبی – هشدار ) :
او صبح ها بداخلاق می شه، پس تا بعد از ناهار صبر کن تا درخواست افزایش حقوق بدی.