batshit

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
دیوانه : خل وضع : عقل ازدست داده : خفن و دیوانه وار : بی عقل : مجنون : کاملاً خل : وحشی و افراطی
🔸 مثال ها:
• That movie was batshit crazy.
آن فیلم کاملاً خفن و دیوانه وار بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• He went batshit when he heard the news.
او وقتی آن خبر را شنید، از کوره در رفت و دیوانه شد.
• His policies are batshit.
سیاست های او دیوانه وار و بی عقل هستند.
• The whole plan is batshit.
کل آن نقشه خل وضعانه است.

Insane
کاملا دیوانه!
completely crazy