bastardization

/ˌbæstədaɪˈzeɪʃn̩//ˌbɑːstədaɪˈzeɪʃn̩/

معنی: حرامزادگی، حرامزاده کردن، بدل سازی
معانی دیگر: پستی

مترادف ها

حرامزادگی (اسم)
bastardization, bastardy, illegitimacy

حرامزاده کردن (اسم)
bastardization

بدل سازی (اسم)
bastardization

انگلیسی به انگلیسی

• act that humiliates; corruption of a language; act of declaring a person a bastard (also bastardisation)

پیشنهاد کاربران

✍️فساد و تخریب / به عملی اشاره دارد که منجر به کاهش کیفیت، ناخالصی یا از دست رفتن یکپارچگی اصلی چیزی می شود. این اصطلاح می تواند به زبان، فرهنگ، محصولات یا سایر نهادهایی که تحت چنین تحولی منفی قرار می گیرند، اشاره کند.
...
[مشاهده متن کامل]

✍️✍️نماد فرآیند خراب کردن یا کاهش ارزش یا کیفیت اصلی چیزی است، اغلب از طریق تغییرات نادرست یا بیش از حد.
👈مترادف:
Corruption
Degradation
Deterioration
Dilution
Defilement
👇مثال؛
The rapid commercialization of the festival led to the bastardization of its cultural significance.
Critics argue that the translation is a bastardization of the original text.
The bastardization of traditional recipes by adding artificial ingredients disappointed the chefs.

کسرِ شأن
اختلاط نژادی
نسخه ی بدلی یا تحریف شده ی هر چیزی

بپرس