basement

/ˈbeɪsmənt//ˈbeɪsmənt/

معنی: زیر زمین، سرداب، سردابه، طبقه زیر، بن
معانی دیگر: (بیس بال) هر یک از سه زمین پاسدار (infielder)، طبقه ای از ساختمان که کلا یا بخشی از آن زیر زمین است
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the lowermost space in a building, usu. partly underground.
مشابه: cellar

جمله های نمونه

1. my basement is flooded
زیرزمین (خانه ی) مرا آب گرفته است.

2. our basement was completely inundated
زیرزمین ما پر از آب شده بود.

3. our basement was full of junk
زیرزمین ما پر از خرت و پرت بود.

4. the basement was dark and dank
زیرزمین تاریک و نمناک بود.

5. a funky basement
زیر زمینی که بوی رطوبت می دهد

6. a musty basement
زیرزمینی که بوی نم می دهد

7. potatoes stored in the basement
سیب زمینی های انبار شده در زیرزمین

8. the air in the basement was soggy and foul
هوای سرداب نمناک و بد بو بود.

9. he went foraging in the basement for old photographs
او به زیرزمین رفت و به جستجوی عکس های قدیمی پرداخت.

10. rain water collects in the basement
در زیر زمین آب باران جمع می شود.

11. fusty old clothes that had been stored in the basement for several years
لباس های قدیمی و بوی نم گرفته که سال ها در زیرزمین انبار شده بودند

12. Through the basement window I saw him strap on his pink cycling helmet.
[ترجمه ترگمان]از پنجره زیر زمین، او را دیدم که کلاه لبه دار صورتی رنگش را به تسمه زده بود
[ترجمه گوگل]از طریق پنجره زیرزمین من او را در بند کلاه ایمنی دوچرخه سواری خود دیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In the basement fifteen employees are busy making bespoke coats.
[ترجمه شمیلا] در زیر زمین 15 کارمند مشغول ساخت کتهای سفارشی هستند
|
[ترجمه ترگمان]در زیرزمین، پانزده کارمند مشغول ساختن کت های سفارشی هستند
[ترجمه گوگل]در پایه 15 کارمند مشغول ساخت کتهای سفارشی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The bike stood in the basement all winter.
[ترجمه ترگمان]تمام زمستان دوچرخه در زیر زمین بود
[ترجمه گوگل]دوچرخه در زمستان تمام زمستان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The basement has been made over into a playroom.
[ترجمه ترگمان]زیرزمین داره به یه اتاق عمل میشه
[ترجمه گوگل]زیرزمین به یک اتاق نشیمن تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Heavy music thundered from the basement.
[ترجمه ترگمان]صدای موزیک سنگین از زیرزمین به گوش رسید
[ترجمه گوگل]موسیقی سنگین از زیرزمین گریه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. They goaded him into entering the pitch dark basement by saying he was a coward.
[ترجمه ترگمان]با گفتن این که او یک بزدل است او را وادار کردند وارد زیرزمین تاریک شود
[ترجمه گوگل]آنها او را به ورود به زیر زمین تاریک زمین گفتند که او یک بزدل بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. The van was fuelled and waiting in the basement car park.
[ترجمه ترگمان]این ون سوخت و در پارکینگ زیرزمینی اتومبیل منتظر بود
[ترجمه گوگل]واگن سوختن و انتظار در پارکینگ زیرزمین بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

زیر زمین (اسم)
cellar, basement, underground, subbasement

سرداب (اسم)
cellar, basement, hypogeum

سردابه (اسم)
vault, basement, subbasement, crypt

طبقه زیر (اسم)
basement, substratum, semibasement

بن (اسم)
bottom, root, basement

تخصصی

[عمران و معماری] زیرزمین - بن سنگ

به انگلیسی

• cellar, story of a building which is underground
the basement of a building is a floor built partly or wholly below ground level.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیزیر زمین، سرداب، سردابه، طبقه زیر، بنمعانی متفرقه( بیس بال ) هر یک از سه زمین پاسدار ( infie ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: the lowermost space in a building, usu. partly underground. • مشابه: ...جمله های نمونه1. my basement is flooded زیرزمین ( خانه ی ) مرا آب گرفته است. 2. our basement was completely inun ...مترادفزیر زمین ( اسم ) cellar, basement, underground, subbasement سرداب ( اسم ) cellar, basement, hyp ...بررسی تخصصی[عمران و معماری] زیرزمین - بن سنگانگلیسی به انگلیسیcellar, story of a building which is underground the basement of a building is a floor built partly ...
معنی basement، مفهوم basement، تعریف basement، معرفی basement، basement چیست، basement یعنی چی، basement یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف b، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف b، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف b، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف b
کلمه بعدی: basement area network
اشتباه تایپی: ذشسثئثدف
آوا: /بیسمنت/
عکس basement : در گوگل
معنی basement

پیشنهاد کاربران

زیر زمین ، زیر پله و. . .
البته توکتاب من اینجوری بودا. . . 🤔
نمیدونم
زیر زمین
زیر زمین یا وسایل های کهنه رو در اونجا میذارن یک پیام هم دارم برای آبادیس که خیلی عالیه
طبقات آذرین یا دگرگونی که بعد از پایان یافتن توالی رسوبی وجود دارد
مهندسی عمران - پایه
زیرزمین ولی می تواند به معانی طبقات زیرین یا همان پایین ترین طبقه که درآن وسایل غیرضروری یاوسایل بلااستفاده هستندراگذاشت هم باشد.
زیر زمین a room or rooms under home or building.
زیرزمین, طبقه زیرین
Our basement was very dangerous
زیرزمین ساختمان
a room or rooms in a building, below ground level
زیر زمین
طبقه زیر زمین
شیمی : زیرساز
روانشناسی:حقارت، فروتنی
basement ( زمین‏شناسی )
واژه مصوب: پی سنگ
تعریف: مجموعه‏ای نامتمایز از سنگ ها که در زیر پوشش سنگ رویی قرار دارد و تا اعماق پوسته ادامه می یابد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما