base level


(زمین شناسی) پایرویه، سطح اساس (سطحی که از آن پایین تر فرسایش بستر رودخانه امکان پذیر نیست)، سطح دریا
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. The base level for anything approaching quality reproduction would be 64 levels and this needs over 5 megabytes.
[ترجمه ترگمان]سطح پایه برای هر چیزی که نزدیک می شود، ۶۴ سطح خواهد بود و این نیاز بیش از ۵ مگابایت است
[ترجمه گوگل]سطح پایه ای برای هر چیزی که به کیفیت تولید می شود 64 برابر می باشد و این نیاز به بیش از 5 مگابایت دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The unlikelihood of base level having fallen rapidly between terraces and remaining absolutely constant while terraces were being cut.
[ترجمه ترگمان]The سطح پایه به سرعت بین terraces سقوط کرده و در حالی که terraces در حال قطع بود، کاملا ثابت باقی ماند
[ترجمه گوگل]بعید به نظر می رسد سطح پایه به سرعت بین تراس ها کاهش پیدا کرده و کاملا ثابت باقی بماند در حالی که تراس ها برش خورده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The maintenance time of base level should be forecasted to use money in reason.
[ترجمه ترگمان]زمان نگهداری از سطح پایه باید برای استفاده از پول به دلیل پیش بینی شود
[ترجمه گوگل]زمان نگهداری سطح پایه باید پیش بینی شود که به دلیل استفاده از پول استفاده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Bearing manufacturer's ring designated as the base level ( ring ) end, can be as the benchmark measure.
[ترجمه ترگمان]باند تولید کننده به عنوان سطح پایه (حلقه)می تواند به عنوان معیار معیار باشد
[ترجمه گوگل]حلقه سازنده بلبرینگ که به عنوان پایه سطح (حلقه) پایان تعیین شده است، می تواند به عنوان معیار معیار باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The base level of specific duties will be that in force at the time of the accession of China and the ad valorem equivalent of each specific duty applied to each tariff position.
[ترجمه ترگمان]سطح پایه وظایف خاص این خواهد بود که در زمان الحاق چین و تبلیغ معادل هر وظیفه خاص برای هر موقعیت تعرفه
[ترجمه گوگل]سطح پایه ی وظایف خاص، زمانی است که در زمان پیوستن چین و معادل ad valorem هر یک از وظایف خاصی که به هر موقعیت تعرفه اعمال می شود، خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Group - base level production planning model was designed focusing on cost control in integrated model system.
[ترجمه ترگمان]مدل برنامه ریزی سطح پایه گروه با تمرکز بر کنترل هزینه در سیستم مدل یکپارچه طراحی شد
[ترجمه گوگل]گروه - مدل برنامه ریزی تولید پایه با تمرکز بر کنترل هزینه در سیستم یکپارچه طراحی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The two middle - term base level circles and most Short - term stratigraphic base level circles are completed circle.
[ترجمه ترگمان]دو دایره سطح پایه میانی و اکثر چرخه های سطح پایه کوتاه، دایره کامل هستند
[ترجمه گوگل]دو دایره سطح پایه متوسطه و بیشتر دایره های پایه سطح کششی کوتاه دایره ای کامل هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Guided by the base level theory, the author tried to analyze the paleogeography of the Middle and Late Carboniferous epoch in North China.
[ترجمه ترگمان]مولف با راهنمایی نظریه سطح پایه سعی در تجزیه و تحلیل the عصر Middle در شمال چین داشته است
[ترجمه گوگل]به دنبال تئوری سطح پایه، نویسنده سعی کرد تجزیه و تحلیل پالئووگرافی دوران قرون وسطایی و کربن را در شمال چین بررسی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. VDL? Virtual Data base Level?
[ترجمه ترگمان]VDL؟ سطح پایه داده های مجازی؟
[ترجمه گوگل]VDL؟ سطح پایه داده مجازی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Where the coast has deep water offshore a fall in base level means the formation of a vertical or very steep cliff.
[ترجمه ترگمان]جایی که ساحل دریا دارای آب عمیق است، سقوط در سطح پایه به معنی تشکیل یک صخره عمودی یا خیلی شیب دار است
[ترجمه گوگل]جایی که ساحل دریا عمیق است، سقوط سطح پایه به معنای تشکیل صخره عمودی یا بسیار شیب دار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The huge thick mudstone section deposited at the turning position from uprising to subsiding of the base level is the main hydrocarbon source rock and favourable reginal cap rock.
[ترجمه ترگمان]بخش عظیم mudstone که در موقعیت چرخشی از قیام به فروکش کردن سطح پایه ته نشین شده است، منبع اصلی هیدروکربن و سنگ cap مطلوب است
[ترجمه گوگل]بخش سنگین و سنگین ضخیم که در موقع چرخش از قیام تا پایین آمدن سطح پایه سپرده شده است، سنگ اصلی اصلی هیدروکربن و سنگ معدنی مناسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Hemocyte SOD activity significantly decreased with increased dose of dopamine injections during 8 and 16 hrs, then recovered to base level after 24 hrs.
[ترجمه ترگمان]فعالیت sod به میزان قابل توجهی با افزایش دوز دوپامین در طول ۸ تا ۱۶ ساعت کاهش یافت و پس از ۲۴ ساعت به سطح پایه رسید
[ترجمه گوگل]فعالیت هیدروکلراید HOMOCYTE SOD به طور معنی داری با افزایش دوز تزریق دوپامین طی 8 و 16 ساعت کاهش پیدا می کند و پس از 24 ساعت بهبود می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Vertically, the subtle traps of reef-beach facies are controlled by the change of base level cycle and are mainly developed in the lower part of each sequence unit.
[ترجمه ترگمان]Vertically، تله های ظریف نمودار رخساره های ساحلی با تغییر چرخه سطح پایه کنترل می شوند و عمدتا در بخش پایینی هر واحد توالی توسعه می یابند
[ترجمه گوگل]به طور عمودی، تله های ظریف رخساره های ساحلی ساحلی با تغییر چرخه سطح پایه کنترل می شوند و عمدتا در قسمت پایین هر واحد دنباله دار توسعه می یابند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[عمران و معماری] سطح مبنا - تهتراز - ترازپایه - تراز مبنا
[معدن] سطح مبنای رودخانه (زمین شناسی فیزیکی)
[خاک شناسی] سطح مبنا
[نفت] سطح تراز
[آب و خاک] سطح اساس، سطح پایه

معنی یا پیشنهاد شما