barycenter

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. I also want to know how far the barycenter is to the armguard .
[ترجمه ترگمان]همچنین می خواهم بدانم که barycenter تا چه حد به the مربوط است
[ترجمه گوگل]من همچنین می خواهم بدانم که تا چه حد مرکز دسترسی به سرباز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Adopting the simplex- barycenter design, optimal mixture ratio among carbendazim and triadimefon and thiophanate-methyl which control wheat scab acre studied in this paper.
[ترجمه ترگمان]استفاده از طرح simplex - barycenter، نسبت ترکیب بهینه در میان carbendazim و triadimefon و thiophanate - متیل، که جریب کشت گندم را کنترل می کنند در این مقاله مورد مطالعه قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]تصویب طراحی simplex-barycenter، نسبت مخلوط بهینه در میان کربندازیم و تریادیموفون و تیوفانات متیل که کنترل چمن گندم را در این مقاله مورد بررسی قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Measure the barycenter to observe the dimensional fluctuation of the human capital investment.
[ترجمه ترگمان]اندازه گیری the برای مشاهده نوسانات ابعادی سرمایه گذاری سرمایه انسانی
[ترجمه گوگل]برای برآوردن نوسانات بعدی سرمایه سرمایه انسانی، برسی مرکز را انجام دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In addition, the utility model reduces the barycenter of the torpedo hot metal mixer car, and makes the running steadiness during moving.
[ترجمه ترگمان]به علاوه، مدل مصرفی the یک ماشین میکسر فلزی داغ را کاهش می دهد و ثبات را در حین حرکت باعث می شود
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، مدل ابزار، بریچنتر ماشین میکسر گرم فولاد ضد زنگ را کاهش می دهد و در طول حرکت، پایداری در حال اجرا را افزایش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Then, the local government should transform the barycenter of cultural function.
[ترجمه ترگمان]سپس دولت محلی باید barycenter کارکرد فرهنگی را دگرگون کند
[ترجمه گوگل]سپس، دولت محلی باید مرکز تابع فرهنگ را تغییر دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Merge - Merges selected vertices into a single one, at the barycenter position or at the cursor position.
[ترجمه ترگمان]ادغام کردن ریوس انتخاب شده به یک واحد تکی، در موقعیت barycenter و یا موقعیت مکان نما
[ترجمه گوگل]ادغام - ادغام رأس ها را به یک واحد منفرد در موقعیت barycenter یا در موقعیت مکان نما قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Smooth - Smooths out a mesh by moving each vertex towards the barycenter of the linked vertices.
[ترجمه ترگمان]با حرکت دادن هر راس به سمت the ریوس متصل، یک مش را هموار کنید
[ترجمه گوگل]Smooth - با حرکت دادن هر رأس به سمت مرکز عصبی رأس ها مرتبط می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. And we has also found some especial rules on the moving of Chinese economic barycenter.
[ترجمه ترگمان]و همچنین برخی قوانین مخصوص در رابطه با حرکت of اقتصادی چین پیدا کرده ایم
[ترجمه گوگل]ما همچنین برخی از قوانین ویژه را در مورد حرکت برنابئو اقتصادی چین پیدا کرده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Though the analysis and measurement of bimetallic strip contour, the geometric center coordinates can be given by computing the binary image pixels barycenter.
[ترجمه ترگمان]با این که آنالیز و اندازه گیری of نوار bimetallic، مختصات مرکز هندسی را می توان با محاسبه پیکسل های تصویر دودویی تعیین کرد
[ترجمه گوگل]اگر چه تجزیه و تحلیل و اندازه گیری کانال نوار دو فلزی، می تواند با استفاده از محاسبه پیکسل های تصویر باینری بریچنتر، مختصات مرکز هندسی داده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The hilt is made of entire iron. Is the barycenter on the case?
[ترجمه ترگمان]دسته از آهن ساخته شده است پرونده \"barycenter\" در مورد پرونده - ه؟
[ترجمه گوگل]چنگال ساخته شده از کل آهن است آیا بریکت در مورد است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[زمین شناسی] مرکز سنگینی، مرکز ثقل محل مرکز توده مجموعه ای از اجسام. barycenter جفت زمین ـ ماه، در زیر سطح زمین قرار دارد؛ Barycenter منظومه شمسی که از درون خورشید تا نقطه 106×1.5 کیلومتر از Helio center خورشید که بر روی دایره ای که دارای میانگین طول 19.9 سال است، تغییر می کند.
[ریاضیات] گرانیگاه، مرکز ثقل، مرکز فشار، گران مرکز، مرکز جرم

به انگلیسی

• (astronomy) center of mass around which two or more bodies rotate; center of mass

ارتباط محتوایی

جمله های نمونه1. I also want to know how far the barycenter is to the armguard . [ترجمه ترگمان] همچنین می خواه ...بررسی تخصصی[زمین شناسی] مرکز سنگینی، مرکز ثقل محل مرکز توده مجموعه ای از اجسام. barycenter جفت زمین ـ ماه، در ز ...انگلیسی به انگلیسی(astronomy) center of mass around which two or more bodies rotate; center of mass
معنی barycenter، مفهوم barycenter، تعریف barycenter، معرفی barycenter، barycenter چیست، barycenter یعنی چی، barycenter یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف b، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف b، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف b
کلمه بعدی: barycenteric coordinates
اشتباه تایپی: ذشقغزثدفثق
آوا: /بریکنتر/
عکس barycenter : در گوگل

پیشنهاد کاربران

Or Barycentre
اصطلاحی علمی در زمینه علوم فضایی و نجوم بوده که به مرکز جرم دو یا چند جسم که به دور هم می چرخند اطلاق می گردد.
برای برخی از اجسام که دارای دو نوع حرکت اند این مرکز جرم میتواند حتی خارج از محدوده جسم قرار گیرد.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما