barking up the wrong tree

پیشنهاد کاربران

اشتباه گرفتن
در جایی اشتباه به دنبال راه حل گشتن
اشتباه کردن
دنبال مقصر یا راه حل اشتباه رفتن
بیراهه رفتن
آدرس اشتباهی گرفتن
دنبال نخود سیاه رفتن
اشتباه به کسی یا چیزی گیر دادن
راهی که به ترکستان میره - راهو اشتباه رفتن
To be mistaken, to be looking for solutions in the wrong place
🔸 معادل فارسی:
• ( عامیانه ) اشتباه رفتن، اشتباه کردن در تشخیص
• به هدف اشتباه حمله کردن، به کسی یا چیزی اتهام زدن که مقصر نیست
• انرژی و وقت خود را روی جای اشتباهی هدر دادن
• گمان باطل بردن، دنبال علت اشتباه گشتن
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
"The police thought the neighbor stole the car, but they were barking up the wrong tree. It was the owner's own son. "
پلیس فکر می کرد همسایه ماشین را دزدیده، اما اشتباه می کرد. کار پسر خود صاحب ماشین بود.
"If you think the headache is from stress, you're barking up the wrong tree – you need glasses. "
اگر فکر می کنی سردردت از استرس است، اشتباه می کنی – باید عینک بزنی.
"Trying to convince him with logic is barking up the wrong tree – he only cares about emotions. "
تلاش برای قانع کردن او با منطق راه اشتباهی است –او به احساسات اهمیت می دهد.
"You're barking up the wrong tree if you think I'm lending you money again. "
اگر فکر می کنی دوباره به تو پول قرض می دهم، سخت در اشتباهی.

به سمت نادرستی حرکت کردن یا درگیر یک موضوع نادرست بودن
واغ واغ زیر درخت اشتباه ( تاکید روی موضوعی که بی ثمر و اشتباهه ) .
معادل فارسیش میشه: این قبری که سرش گریه میکنی مرده توش نیست.
[ضرب المثل] این گوری که گریه می کنی سرش، مرده نداره؛
آب در هاون کوبیدن
؛سوراخ دعا رو گم کردن
گشتن برای چیزی در مکان اشتباه
اشتباه میزنی
قبری که سرش گریه میکنی مرده نداره
to have the wrong idea about how to get or achieve something
به اشتباه رفتن
اشتباه کردن
# If he thinks he can fool me, he is barking up the wrong tree
# You're barking up the wrong tree if you're expecting us to lend you any money
# She thinks it'll solve the problem, but I reckon she's barking up the wrong tree
آب در هاون کوبیدن
سوراخ دعا رو گم کردن
If you think she’s going to help you, you’re barking up the wrong tree.
اگه فکر می کنی قراره که اون کمکت کنه کور خوندی
تلاش کردن بیهوده
این قبری که بالا سرش گریه می کنی مرده نداره
اشتباه تصور کردن
سخت در اشتباه بودن
منظور را غلط متوجه شدن
انجام کار بدون نتیجه دلخواه
دنبال کار اشتباهی رو گرفتن
Doing sth that will not get the result you want
انجام دادن چیزی که نتجیه اش اون چیزی رو که می خواستی نیست
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢١)