barge into
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
وارد شدن ناگهانی، بی ادبانه یا بدون اجازه یا دعوت به یک مکان یا موقعیت. این عبارت احساس مزاحمت یا عدم توجه به دیگران را منتقل می کند.
مترادف: Intrude, burst in, force entry, butt in.
مثال؛
"He barged into the meeting without knocking, interrupting the discussion. "
... [مشاهده متن کامل]
"Please don’t barge into my room without asking first. "
مترادف: Intrude, burst in, force entry, butt in.
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
با و سر بهم خوردن
هجوم آوردن به داخل
با عجله وارد اتاق شدن بدون در زدن یا اجازه گرفتن