bargain for


1- چانه زدن 2- انتظار داشتن، (روی چیزی) حساب کردن

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: take into account; expect.
مترادف: anticipate, count on, expect
مشابه: consider, foresee, reckon on, take into account

- She got more than she bargained for when she ended up having twins.
[ترجمه محسنی] به دنیا آوردن دو قلوها با اینکه او را خلاص کرد، اما فراتر از انتظار او بود.
|
[ترجمه گوگل] زمانی که در نهایت صاحب دوقلو شد، بیش از آن چیزی که چانه زنی می کرد، به دست آورد
[ترجمه ترگمان] اون بیشتر از اون چیزی که بهش چانه زده بود پیدا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. He spent hours bargaining for the valuable watch.
[ترجمه گوگل]او ساعت ها صرف چانه زدن برای این ساعت ارزشمند کرد
[ترجمه ترگمان]ساعت ها مشغول معامله با ارزش آن ساعت با ارزش بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Such a notorious person has got to the top of the company. That's more than I bargained for.
[ترجمه گوگل]چنین شخص بدنامی به بالای شرکت رسیده است این بیشتر از چیزی است که برای آن چانه زده بودم
[ترجمه ترگمان]این شخص بدنام، به بالاترین قسمت شرکت رسیده است این بیشتر از آن چیزی است که من انتظارش را داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The dealer spent hours bargaining for the painting.
[ترجمه گوگل]فروشنده ساعت ها برای خرید نقاشی چانه زد
[ترجمه ترگمان]فروشنده ساعت ها به چانه زدن برای نقاشی می پرداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I hadn't bargained for such heavy rain and had left my umbrella at home.
[ترجمه گوگل]برای چنین باران شدیدی چانه نزده بودم و چترم را در خانه گذاشته بودم
[ترجمه ترگمان]من در این باران شدید چانه نزده بودم و چترم را در خانه جا گذاشته بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The thief got more than he bargained for, as Mr Cox tripped him up with his walking stick.
[ترجمه گوگل]دزد بیشتر از آن چیزی که چانه می‌زد به دست آورد، زیرا آقای کاکس او را با چوب دستی‌اش زمین زد
[ترجمه ترگمان]دزد چیزی بیش از آنچه انتظارش را داشت بدست آورد، چون آقای کاکس با عصایش به او اصابت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. What I hadn't bargained for was that very few people would speak English.
[ترجمه گوگل]چیزی که من برای آن چانه زنی نکرده بودم این بود که تعداد کمی از مردم انگلیسی صحبت کنند
[ترجمه ترگمان]چیزی که من پیش بینی نکرده بودم این بود که چند نفر انگلیسی حرف می زنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The exam was more difficult than I had bargained for.
[ترجمه گوگل]امتحان سخت تر از آن چیزی بود که من برای آن چانه زده بودم
[ترجمه ترگمان]امتحان سخت تر از آن چیزی بود که انتظارش را داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. They found that the trouble they were put to was more than had been bargained for.
[ترجمه گوگل]آنها دریافتند که مشکلی که برایشان پیش آمده بیش از آن چیزی است که برای آن چانه زنی شده بود
[ترجمه ترگمان]آن ها دریافتند که این مشکل بیش از آن است که انتظارش را داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. When he tried to argue with Kate, he got more than he had bargained for.
[ترجمه گوگل]وقتی سعی کرد با کیت بحث کند، بیشتر از چیزی که چانه زده بود به دست آورد
[ترجمه ترگمان]وقتی سعی کرد با کیت بحث کند، بیش از آن چیزی که انتظارش را داشت پیدا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. We hadn't bargained for such bad weather.
[ترجمه گوگل]برای چنین هوای بدی چانه زنی نکرده بودیم
[ترجمه ترگمان]ما این هوای بد را پیش بینی نکرده بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He insists he has struck no bargains for their release.
[ترجمه گوگل]او اصرار دارد که هیچ معامله ای برای آزادی آنها انجام نداده است
[ترجمه ترگمان]او اصرار دارد که به خاطر آزادی آن ها معامله خوبی انجام نداده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The weak dollar means American goods are relative bargains for foreigners.
[ترجمه گوگل]دلار ضعیف به این معنی است که کالاهای آمریکایی برای خارجی ها معامله نسبی هستند
[ترجمه ترگمان]دلار ضعیف به این معنی است که کالاهای آمریکایی معاملات مناسبی برای خارجیان انجام می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. They hadn't bargained for such a dramatic change in the weather.
[ترجمه گوگل]آنها برای چنین تغییر چشمگیر آب و هوا چانه زنی نکرده بودند
[ترجمه ترگمان]آن ها برای تغییر نمایشی در هوا توافق نکرده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. We hadn't bargained for such a dramatic change in the weather.
[ترجمه گوگل]ما برای چنین تغییر چشمگیر آب و هوا چانه زنی نکرده بودیم
[ترجمه ترگمان]ما با چنین تغییرات نمایشی در هوا چانه نزده بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• haggle in an attempt to get a good price, fight for a good price

پیشنهاد کاربران

انتظار ( چیزی را ) داشتن
having to pay extra for all our meals at the hotel was something we didn't bargain for
اینکه مجبور باشیم برای تمام وعده های غذایی مان در هتل هزینه اضافی بپردازیم، چیزی نبود که انتظارش را داشتیم
...
[مشاهده متن کامل]

we don't bargain for Max turning up at the party with a lot of his friends
ما انتظار نداشتیم مکس در مهمانی با یه عالمه از دوستانش سر و کله اش پیدا بشه

Take into account
انتظار اتفاقی رو داشتن، پیش بینی اتفاقی رو کردن