banlieue

پیشنهاد کاربران

بان لیو ( با تأکید بر هجای دوم )
🔸 معادل فارسی:
• حومه ی شهر ( به ویژه در فرانسه )
• حاشیه ی شهر | مناطق حاشیه ای
• محله های حاشیه نشین ( با بار معنایی اجتماعی و منفی )
🔸 مثال ها:
• The banlieues of Paris are often associated with poverty and social unrest.
...
[مشاهده متن کامل]

حومه های پاریس اغلب با فقر و ناآرامی اجتماعی مرتبط دانسته می شوند.
• Many young people in the banlieue struggle to find jobs.
بسیاری از جوانان در مناطق حاشیه ای برای یافتن شغل تقلا می کنند.
• The film depicts life in a neglected banlieue outside Lyon.
این فیلم زندگی در یک حومه ی محروم در حاشیه ی لیون را به تصویر می کشد.
• The government announced new funding for schools in the banlieue.
دولت بودجه ی جدیدی برای مدارس مناطق حاشیه ای اعلام کرد.