banked

جمله های نمونه

1. he banked all of his savings
همه ی پس انداز خود را در بانک گذاشت.

2. they banked dirt on top of the tomb
روی قبر (مقداری) خاک انباشته کردند.

3. workers banked the cut timber near
کارگران الوار بریده شده را در نزدیکی ایستگاه کامیون ها تلنبار کردند.

4. the bombers released their bombs and banked off
هواپیماهای بمب افکن بمب های خود را رها کردند و یک وری (پرواز کردند و) دور شدند.

5. the emission of warmth from a banked fire
پخش گرما از آتش افروخته

تخصصی

[ریاضیات] مانع

انگلیسی به انگلیسی

• arranged or mounded up on the edge (e.g. snow on the edge of the street or mud on the edge of the riverbank; deposited, put for safekeeping (as in the bank)

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• دارای حساب بانکی / بانکی شده
• افرادی که حداقل یک حساب جاری، پس انداز، یا اعتباری در یک مؤسسه ی مالی رسمی دارند
• کسانی که به سیستم مالی رسمی دسترسی دارند
🔸 مثال ها:
More than 90% of adults in the United States are banked, compared to only 35% in low - income countries.
...
[مشاهده متن کامل]

بیش از ۹۰ درصد از بزرگسالان در ایالات متحده دارای حساب بانکی هستند، در حالی که این رقم در کشورهای کم درآمد تنها ۳۵ درصد است.
Being banked makes it easier to save money, receive payments, and access credit.
داشتن حساب بانکی، پس انداز، دریافت وجه، و دسترسی به اعتبار را آسان تر می کند.
Mobile money accounts have helped millions of previously unbanked people in Africa become banked.
حساب های پول موبایل به میلیون ها نفر در آفریقا که قبلاً فاقد حساب بانکی بودند، کمک کرده تا دارای حساب بانکی شوند.

massed, heaped, collected
شیب دار