bank up earth


انباشته کردن، پشته کردن خاک و غیره

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• خاک را به صورت توده درآوردن / خاکریز کردن
• دور چیزی خاک جمع کردن ( برای ایجاد مانع یا محافظت )
• ایجاد یک سد یا دیوار خاکی
🔸 مثال ها:
• "The farmers banked up earth around the trees to protect them from the cold. "
...
[مشاهده متن کامل]

کشاورزان دور درختان خاک جمع کردند تا از آنها در برابر سرما محافظت کنند.
• "We need to bank up earth along the river to prevent flooding. "
برای جلوگیری از سیل باید در کنار رودخانه خاکریز ایجاد کنیم.
• "He banked up earth against the base of the house to keep water out. "
او دور پایه ی خانه خاک دپو کرد تا آب وارد نشود.