banishing


معنی: طرد
شبکه مترجمین ایران

مترادف ها

طرد (اسم)
ablation, rejection, depilation, ostracism, banishing, exorcism, elimination, ejection, excommunication, ejectment, epilation, freeing, resection

ارتباط محتوایی

معنی اصلیطردمترادفطرد ( اسم ) ablation, rejection, depilation, ostracism, banishing, exorcism, elimination, ejection ...
معنی banishing، مفهوم banishing، تعریف banishing، معرفی banishing، banishing چیست، banishing یعنی چی، banishing یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف b، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف b، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف b
کلمه بعدی: banishment
اشتباه تایپی: ذشدهساهدل
آوا: /بانیشینگ/
عکس banishing : در گوگل
معنی banishing

پیشنهاد کاربران

زدودن ، برداشتن ، رفع کردن
از بین بردن
تبعید
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما