ball bearing

/ˈbɒlˈberɪŋ//bɔːlˈbeərɪŋ/

معنی: بلبرینگ
معانی دیگر: بلبرینگ، یاتاقان ساچمه ای، کاسه ساچمه، گردونگر، چر  فلزی که روی ساچمه های فلزی کوچکی باسانی میلغزد
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a bearing composed of a track containing freely rolling metal balls, against which or within which a shaft or other part can rotate without friction.

(2) تعریف: a ball made for such a bearing.

جمله های نمونه

1. You'll have to put some grease on those ball bearings.
[ترجمه ترگمان]باید روی اون ball روغن بزنی
[ترجمه گوگل]شما #39 ؛ شما باید روی آن بلبرینگ ها مقداری گریس بزنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They were rolling it on rusty ball bearings.
[ترجمه ترگمان]آن ها روی bearings زنگ زده چرخ می زدند
[ترجمه گوگل]آنها آن را روی بلبرینگ های زنگ زده می غلتاندند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Many machines use ball bearings to reduce friction.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از ماشین ها از یاتاقان استفاده می کنند تا اصطکاک را کاهش دهند
[ترجمه گوگل]بسیاری از ماشین ها از بلبرینگ برای کاهش اصطکاک استفاده می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The football's got ball bearings in it.
[ترجمه ترگمان]توپ فوتبال در آن قرار دارد
[ترجمه گوگل]فوتبال شماره 39 ؛ دارای یاتاقانهای توپی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There is nothing specific about the ball bearings: nothing that makes them more suitable to one situation rather than another.
[ترجمه ترگمان]هیچ چیز خاصی در مورد موقعیت توپ وجود ندارد: چیزی که آن ها را برای یک موقعیت مناسب تر از دیگری می سازد
[ترجمه گوگل]هیچ چیز خاصی در مورد یاتاقانهای توپی وجود ندارد که آنها را برای موقعیتی مناسب تر از موقعیت دیگر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Once fired, the blast would fire the ball bearings out toward the enemy and covered quite an area.
[ترجمه ترگمان]پس از شلیک، گلوله توپ را به طرف دشمن پرتاب خواهد کرد و کاملا منطقه را پوشش خواهد داد
[ترجمه گوگل]پس از شلیک ، انفجار بلبرینگهای توپ را به سمت دشمن شلیک کرده و منطقه ای کاملاً را تحت پوشش قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The safety of angular contact ball bearing in CMG under random vibration is investigated.
[ترجمه ترگمان]ایمنی توپ تماس زاویه ای که در CMG تحت ارتعاشات تصادفی قرار دارد مورد بررسی قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]ایمنی بلبرینگ تماس زاویه ای در CMG تحت ارتعاش تصادفی بررسی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Single row angular contact ball bearing with two piece inner ring has complex construction, long design cycle, great difficulty in processing.
[ترجمه ترگمان]یک توپ برخورد زاویه ای زاویه ای با دو قطعه داخلی دارای ساختار پیچیده، چرخه طراحی طولانی و دشواری زیاد در پردازش است
[ترجمه گوگل]یاتاقان ساچمه ای زاویه ای تک ردیف با دو حلقه داخلی دارای ساختاری پیچیده ، چرخه طراحی طولانی ، دشواری زیاد در پردازش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Deep groove ball bearing is a kind of crane accessories.
[ترجمه ترگمان]حمل و نقل شیار عمیق نوعی از لوازم جانبی است
[ترجمه گوگل]بلبرینگ شیار عمیق نوعی لوازم جانبی جرثقیل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. One sleeve and one ball bearing life expectance: 30,000 hours minimum.
[ترجمه ترگمان]یک آستین و یک توپ که دارای طول عمر است: ۳۰،۰۰۰ ساعت حداقل
[ترجمه گوگل]یک آستین و یک بلبرینگ حداقل امید به زندگی 30،000 ساعت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Self - aligning ball bearing is a species of crane accessories equipment.
[ترجمه ترگمان]Self - گونه ای از لوازم جانبی و لوازم جانبی است
[ترجمه گوگل]یاطاقان توپ ، خود تراز گونه ای از تجهیزات جانبی جرثقیل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Ball bearing screw-aerostatic slideway assures High Speed PCB Machine' s feeding system of its high efficiency and high precision.
[ترجمه ترگمان]Ball slideway که دارای screw - است، سیستم تغذیه سرعت بالا و دقت بالا را تضمین می کند
[ترجمه گوگل]بلبرینگ پیچ آروستاتیک یاطاقان توپ توپی اطمینان از ماشین پر سرعت PCB #39؛ سیستم تغذیه با کارایی بالا و دقت بالا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The thrust force ball bearing mainly applies to profession and so on automobile,(Sentence dictionary) engine bed.
[ترجمه ترگمان]توپ بسکتبال نیروی رانشی عمدتا برای حرفه و به اصطلاح در دستگاه اتومبیل بکار می رود
[ترجمه گوگل]یاطاقان توپ ، نیروی رانش به طور عمده برای حرفه و غیره بستر موتور خودرو (فرهنگ لغت جمله) اعمال می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Additionally, the self-aligning ball bearing has the lowest friction of all rolling bearings, which enables it to run cooler even at high speeds.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، توپ خود - دارای کم ترین اصطکاک بین تمام یاتاقان است که به آن امکان می دهد که با سرعت بالا به حالت خنک تر حرکت کند
[ترجمه گوگل]علاوه بر این ، یاطاقان توپ خود تنظیم دارای کمترین اصطکاک در بین تمام یاطاقان های نورد است ، که آن را قادر می سازد حتی در سرعتهای بالا خنک تر عمل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. In design apply line-glide rail and ball bearing bar forming slipway structure, scheme out flexible replaceable clamp structure.
[ترجمه ترگمان]در طراحی، ریل حرکت خط و خطوط حامل بار در حال تشکیل ساختار slipway، یک ساختار محکم قابل تعویض انعطاف پذیر را طرح می کنند
[ترجمه گوگل]در طراحی از خطوط کشویی و میله بلبرینگ تشکیل دهنده ساختار لغزنده استفاده کنید ، ساختار گیره قابل تعویض انعطاف پذیر را طراحی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بلبرینگ (اسم)
ballbearing

تخصصی

[خودرو] یاتاقان ساچمه ای
[عمران و معماری] یاتاقان ساچمه ای - کاسه ساچمه - بلبرینگ
[مهندسی گاز] یاتاقان ساچمه ای
[نساجی] بلبرینگ ( یاتاقان ساچمه ای بدون اصطکاک )

به انگلیسی

• small metal ball which is used in pivoting devices
ball bearings are small metal balls used to make the moving parts of a machine run smoothly.

پیشنهاد کاربران

بلبرینگ
یاتاقان چرخشی ، یاتاقان غلتشی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما