baggy

/ˈbæɡi//ˈbæɡi/

معنی: شل، قلنبه، باد کرده، ول، کیسهای متورم
معانی دیگر: باد کرده (مثل کیسه ی پر)، پف کرده، گل و گشاد
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
حالات: baggier, baggiest
مشتقات: baggily (adv.), bagginess (n.)
• : تعریف: hanging or bulging in loose folds; puffed out; baglike.
متضاد: tight

- He always felt more comfortable in baggy pants.
[ترجمه ترگمان] همیشه احساس راحتی می کرد
[ترجمه گوگل] او همیشه در شلوار های باریک احساس راحتی می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. she got out of bed with baggy eyes
با چشمان پف کرده از بستر بلند شد.

2. My T - shirt went all baggy in the wash.
[ترجمه ترگمان]تی شرت من گشاد شده بود
[ترجمه گوگل]تی شرت من همه ی کیسه ای را در شستشوی رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She wore a pair of baggy jeans and an oversized T-shirt.
[ترجمه ترگمان]یک شلوار جین گشاد و یک تی شرت بزرگ به تن داشت
[ترجمه گوگل]او یک جوراب شلواری بامبو و یک تی شرت بزرگ داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She dresses down in baggy clothes to avoid hordes of admirers.
[ترجمه ترگمان]او لباس گشاد و گشاد به تن می کند تا از گله های of دوری کند
[ترجمه گوگل]او لباس های بامزه را می پوشاند تا از انبوهی از تحسین کنندگان اجتناب کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She was wearing jeans and a baggy T-shirt.
[ترجمه صادق] او یک شلوار جین و یک تی شرت گشاد پوشیده بود
|
[ترجمه ترگمان]او شلوار جین پوشیده بود و یک شلوار گشاد به پا داشت
[ترجمه گوگل]او شلوار جین و تی شرت بامزه پوشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He was wearing a stripy shirt and baggy blue trousers.
[ترجمه ترگمان]پیراهن نخی به تن داشت و شلوار گشاد آبی رنگ پوشیده بود
[ترجمه گوگل]او پیراهن راه راه و شلوار آبی پوشانده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. In baggy collarless cream shirt and hip-hugging chino trousers he looked so overwhelmingly attractive that she couldn't drag her eyes away.
[ترجمه ترگمان]کت و شلوار گشاد و یقه آهاری و شلوارش را که آن قدر جذاب بود که نمی توانست چشمانش را از آن دور کند، بسیار جذاب به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]در پیراهن کلاسیک بدون کت و کت و شلوارهای شلوار چسبیده، او به طرز چشمگیری جذاب بود و نمیتوانست چشمهاش را ببندد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Bill was wearing a polo shirt and baggy blue pants.
[ترجمه ترگمان]بیل یک پیراهن نخی و یک شلوار گشاد و گشاد آبی پوشیده بود
[ترجمه گوگل]بیل پیراهن پولو و شلوار آبی بامبو پوشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Pulling on the soft, baggy shirt she slept in, she sat on the bed and massaged her legs.
[ترجمه ترگمان]روی تخت نشست و پاهایش را ماساژ داد
[ترجمه گوگل]بر روی یک پیراهن نرم و کیسه ای که او خوابید، روی تخت نشست و پاهای خود را ماساژ داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. You remember that he was wearing baggy trousers like a bear's legs?
[ترجمه ترگمان]تو به یاد داری که شلوار گشاد و گشاد پوشیده بود؟
[ترجمه گوگل]شما به یاد داشته باشید که او لباس های کیسه ای مانند پاهای خرس را پوشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The man who got out wore baggy cotton fatigues and knee-boots.
[ترجمه ترگمان]مردی که لباس گشاد و چکمه و چکمه پوشیده بود
[ترجمه گوگل]مردی که از پا درآمد، لباسهایش را پوشید و خستگی و زانوها را پوشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He was wearing baggy jeans and a striped blue sweatshirt.
[ترجمه ترگمان]اون شلوار گشاد و یه گرم کن آبی راه راه پوشیده بود
[ترجمه گوگل]او شلوار کیسه ای و لباس ورزشی آبی راه راه پوشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Several ancient men in worn and baggy clothes sit at separate tables drinking neat whiskey and half pints of Beamish.
[ترجمه ترگمان]چند مرد سالخورده با لباس های گشاد و گشاد، روی میزه ای جدا نشسته بودند، ویسکی با ویسکی و نیم لیتر آبجو
[ترجمه گوگل]چندین مرد باستانی در لباس های فرسوده و کیسه ای در جداول جداگانه ای که ویسکی شسته و رفته و نیم پینت Beamish را می خورند نشسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. She wore a pair of baggy blue shorts and a U of M sweatshirt.
[ترجمه ترگمان]او یک جفت شلوار گشاد و گشاد و یک سویشرت از مسی و sweatshirt پوشیده بود
[ترجمه گوگل]او یک جفت شلوار آبی باریک و یک لباس U از M داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Teen-age girls cut their hair and dressed in baggy clothes to be less attractive to the mysterious killer.
[ترجمه ترگمان]دختران جوان نوجوان موهایش را کوتاه می کردند و لباس های گشاد و گشاد می پوشیدند تا برای قاتل مرموز کم تر جذاب باشند
[ترجمه گوگل]دختران نوجوان، موهایشان را بریده و در لباس های بامزه پوشیدند تا جذابیت قاتل مرموز را کمتر کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

شل (صفت)
ramshackle, loose, slack, baggy, sleazy, limp, floppy, lax, lame, loppy, knock-kneed, solute

قلنبه (صفت)
baggy, lumpy, pompous, highfalutin, nobby, bombastic, outstanding, flocculate, sonorous, high-flown, stilted, stodgy

باد کرده (صفت)
ventricular, tumescent, baggy, puffy, billowy, bouffant, protuberant, ventricose, turgid, tumid, turgescent

ول (صفت)
flagging, loose, baggy, lax, irresoluble, licentious, loppy

کیسهای متورم (صفت)
baggy

به انگلیسی

• loose, shapeless, ill-fitting
if a piece of clothing is baggy, it hangs loosely on your body.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیشل، قلنبه، باد کرده، ول، کیسهای متورممعانی متفرقهباد کرده ( مثل کیسه ی پر ) ، پف کرده، گل و ...بررسی کلمهصفت ( adjective ) حالات : baggier, baggiest مشتقات : baggily ( adv. ) , bagginess ( n. ) • : تعری ...جمله های نمونه1. she got out of bed with baggy eyes با چشمان پف کرده از بستر بلند شد. 2. My T - shirt went all ...مترادفشل ( صفت ) ramshackle, loose, slack, baggy, sleazy, limp, floppy, lax, lame, loppy, knock - kneed, s ...انگلیسی به انگلیسیloose, shapeless, ill-fitting if a piece of clothing is baggy, it hangs loosely on your body.
معنی baggy، مفهوم baggy، تعریف baggy، معرفی baggy، baggy چیست، baggy یعنی چی، baggy یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف b، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف b، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف b، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف b
کلمه بعدی: baggy bermudas
اشتباه تایپی: ذشللغ
آوا: /باگی/
عکس baggy : در گوگل
معنی baggy

پیشنهاد کاربران

باد کرده . ورم کرده
شلوار گشاد
چادر
My jean is baggy
گشاد
لباس گشاد
گل و گشاد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما