bad egg

/ˈbædˈeɡ//bædeɡ/

الهی که خیر نبینی (نبینند و غیره)، (امریکا - عامیانه) آدم پست و متقلب (bad actor و bad apple و bad lot هم می گویند)
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. At times I am a thoroughly bad egg.
[ترجمه محمد] گاهی اوقات من انسان متقلبی هستم
|
[ترجمه ترگمان]گاهی من تخم مرغ بدی هستم
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات من یک تخم مرغ کاملا بد هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The scheme was a bad egg.
[ترجمه ترگمان]این نقشه تخم مرغ بدی بود
[ترجمه گوگل]این طرح یک تخم مرغ بد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The judge sentenced the bad egg to death.
[ترجمه ایرج] قاضی مرد شرور را به مرگ محکوم کرد
|
[ترجمه ترگمان]قاضی تخم مرغ بد را به مرگ محکوم کرد
[ترجمه گوگل]قاضی تخم مرغ بد را به مرگ محکوم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He a bad egg. I don't trust him.
[ترجمه ترگمان]تخم مرغ بدی است به او اعتماد ندارم
[ترجمه گوگل]او یک تخم مرغ بد است  من به او اعتماد ندارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. That guy is a bad egg.
[ترجمه ترگمان]اون یارو تخم مرغ بدیه
[ترجمه گوگل]آن مرد یک تخم مرغ بد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. William a bad egg. Better tell your sister not to date him.
[ترجمه ترگمان]ویلیام تخم مرغ بدی است بهتره به خواهرت بگی باه اش قرار بزاره
[ترجمه گوگل]ویلیام یک تخم مرغ بد است  بهتر است خواهر خود را به او بگویید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He was considered to be a bad egg as a little child.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان یک بچه کوچک تخم بدی محسوب می شد
[ترجمه گوگل]او به عنوان یک کودک کوچک به عنوان تخم مرغ بد شناخته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. My date was a real bad egg.
[ترجمه ترگمان]قرار من یه تخم مرغ خیلی بد بود
[ترجمه گوگل]تاریخ من یک تخم مرغ واقعی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. When smiling, you seem like a bad egg, but you are not.
[ترجمه ترگمان]وقتی لبخند می زنی، مثل یک تخم مرغ گندیده به نظر می رسی، اما نیستی
[ترجمه گوگل]وقتی لبخند زدن، به نظر می رسد یک تخم مرغ بد است، اما شما نیستید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Oh, you bad egg, I can see through your intention.
[ترجمه ترگمان]، اوه، تخم مرغ بد می تونم از ته قلبت ببینم
[ترجمه گوگل]آه، شما تخم مرغ بد هستید، میتونم از طریق قصد شما ببینم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Jack, you bad egg, hooligan, varlet, dissembler, how dare you are?
[ترجمه ترگمان]جک، تو تخم بدی، اهل hooligan، آدم varlet، چطور جرات می کنی؟
[ترجمه گوگل]جک، شما تخم مرغ بد، حیله گر، نارسی، مخالف، چقدر جرات دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He a bad egg. Be careful of him.
[ترجمه ترگمان]تخم مرغ بدی است مراقب اون باش
[ترجمه گوگل]او یک تخم مرغ بد است  مراقب باشید از او
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The latest film spells bad news for this bad egg.
[ترجمه ترگمان]آخرین اخبار بد، اخبار بد برای این تخم مرغ بد
[ترجمه گوگل]آخرین فیلم ضرب المثل خبر بد برای این تخم مرغ بد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. That bad egg flew off with public money.
[ترجمه ترگمان]آن تخم مرغ بد با پول عمومی پرواز کرد
[ترجمه گوگل]این تخم مرغ بد با پول عمومی پرواز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• rotten egg, egg which has spoiled; man with a bad character, mean person

ارتباط محتوایی

معانی متفرقهالهی که خیر نبینی ( نبینند و غیره ) ، ( امری ...جمله های نمونه1. At times I am a thoroughly bad egg. [ترجمه محمد ] گاهی اوقات من انسان متقلبی هستم 12 | ...انگلیسی به انگلیسیrotten egg, egg which has spoiled; man with a bad character, mean person
معنی bad egg، مفهوم bad egg، تعریف bad egg، معرفی bad egg، bad egg چیست، bad egg یعنی چی، bad egg یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف b، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف b، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف b
کلمه بعدی: bad f
اشتباه تایپی: ذشی ثلل
آوا: /بد اگگ/
عکس bad egg : در گوگل
معنی bad egg

پیشنهاد کاربران

شما وقتی تخم مرغی را میشکنید از سالم بودن او خبر ندارید فقط ظاهر ان تخم مرغ را دیده اید و فکر میکنید که تخم مرغ سالم است اما تخم مرغ خراب و گندیده است. بعضی ادم ها مثل این تخم مرغ فاسد هستند، ظاهری خوب دارند اما باطن ان ها اصلا خوب نیست. این کلمه برای انسان های دورو هم کاربرد دارد.
A dishones, corrupt or untrustworthy person
who looks harmless but actually he isn't
ادم متقلب نادرست یا دورو
بد ذات
به معنای آدم بد یا آدم بد ذات متضاد good noodle در کارتون باب اسفنجی.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما