🔸 **معادل فارسی:
• یک عده آدم ناباب
• مشتی افراد فاسد در میان جمع خوب
🔸 مثال ها:
( سازمانی ) The company fired a few bad apples who were stealing from the cash register.
شرکت چند تا آدم ناباب که از صندوق پول می دزدیدند را اخراج کرد.
... [مشاهده متن کامل]
( ضرب المثل کامل ) He's a troublemaker, and one bad apple spoils the whole bunch.
او دردسرساز است، و یک آدم ناباب، بقیه را هم خراب می کند.
( انتقادی ) They say it's just a few bad apples, but I think the whole system is corrupt.
می گن فقط چند تا عامل فاسد هستند، ولی من فکر می کنم کل سیستم فاسد است.
( ورزشی ) The team's reputation was damaged by a few bad apples.
اعتبار تیم توسط چند تا آدم ناباب خدشه دار شد.
• یک عده آدم ناباب
• مشتی افراد فاسد در میان جمع خوب
🔸 مثال ها:
( سازمانی ) The company fired a few bad apples who were stealing from the cash register.
شرکت چند تا آدم ناباب که از صندوق پول می دزدیدند را اخراج کرد.
... [مشاهده متن کامل]
( ضرب المثل کامل ) He's a troublemaker, and one bad apple spoils the whole bunch.
او دردسرساز است، و یک آدم ناباب، بقیه را هم خراب می کند.
( انتقادی ) They say it's just a few bad apples, but I think the whole system is corrupt.
می گن فقط چند تا عامل فاسد هستند، ولی من فکر می کنم کل سیستم فاسد است.
( ورزشی ) The team's reputation was damaged by a few bad apples.
اعتبار تیم توسط چند تا آدم ناباب خدشه دار شد.