🔸 نکته:
• در کاربرد استعاری، این عبارت معمولاً با مفاهیمی مانند "قرارداد"، "توافق"، "ایده"، یا "تصمیم" همراه می شود.
• هم معنی های آن عبارتند از:
• "Reverse into" ( با دنده عقب وارد شدن )
• "Gradually reach" ( به تدریج رسیدن به )
• "Fall into" ( به طور ناخواسته وارد شدن )
• در کاربرد استعاری، این عبارت معمولاً با مفاهیمی مانند "قرارداد"، "توافق"، "ایده"، یا "تصمیم" همراه می شود.
• هم معنی های آن عبارتند از:
• "Reverse into" ( با دنده عقب وارد شدن )
• "Gradually reach" ( به تدریج رسیدن به )
• "Fall into" ( به طور ناخواسته وارد شدن )
🔸 معادل فارسی:
• با دنده عقب وارد شدن ( به مکان )
• ( در معنای استعاری ) به تدریج به چیزی رسیدن
• دوباره وارد یک وضعیت یا موقعیت شدن
🔸 مثال ها:
• "I need to back the truck into the loading bay. "
... [مشاهده متن کامل]
باید کامیون را با دنده عقب به محوطه بارگیری ببرم.
• "The negotiations backed into a deadlock. "
مذاکرات به تدریج به یک بن بست رسید.
• "After a long search, he backed into the perfect job. "
او پس از جستجوی طولانی، به تدریج به شغل ایده آل دست یافت.
• با دنده عقب وارد شدن ( به مکان )
• ( در معنای استعاری ) به تدریج به چیزی رسیدن
• دوباره وارد یک وضعیت یا موقعیت شدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
باید کامیون را با دنده عقب به محوطه بارگیری ببرم.
مذاکرات به تدریج به یک بن بست رسید.
او پس از جستجوی طولانی، به تدریج به شغل ایده آل دست یافت.
📌دو تا معنی پرکاربرد داره:
۱ - با دنده عقب رفتن به داخل جایی👈پارکینگ، گاراژ
۲ - تصادف کردن با چیزی با دنده عقب/از عقب👈 حصار/ماشین دیگری/دیوار
- He backed the car into the garage.
او ماشین را با دنده عقب وارد گاراژ کرد.
... [مشاهده متن کامل]
She accidentally backed into a fence while parking.
او هنگام پارک کردن به طور تصادفی ( با دنده عقب/از عقب ) وارد یک حصار شد.
Don’t back into the other car!
به ماشین دیگر ( با دنده عقب/از عقب ) نزنی
I backed the van into the wall by mistake.
من به اشتباه ون را ( با دنده عقب/از عقب ) به دیوار زدم.
- - - - - -
⚠️نکته1️⃣
- put back into
- سر جای خود بازگرداندن👈فیزیکی
She put the books back into the box.
او کتاب ها را دوباره در جعبه گذاشت.
Put the chair back into its place.
صندلی را دوباره سر جایش بگذار.
- - - - - - -
⚠️نکته2️⃣
- return to
- به ( وضعیت/شرایط/حالت/شغل ) قبل برگشتن
He returned to his old job.
او به شغل قبلی اش برگشت.
The company returned to financial stability.
شرکت دوباره به موقعیت مالی باثبات رسید.
Life returned to normal.
زندگی به حالت عادی برگشت.
- - - - -
📌هدف از ارائه نکات ۱ و ۲:
- پس back into یعنی حرکت فیزیکی به عقب، ورود یا برخورد. بنابراین هیچ وقت برای شغل، وضعیت، شرایط، بازگشت، احیا و غیره به تنهایی استفاده نمی شود و باید با افعال و ترکیب درست همراه شوند.
۱ - با دنده عقب رفتن به داخل جایی👈پارکینگ، گاراژ
۲ - تصادف کردن با چیزی با دنده عقب/از عقب👈 حصار/ماشین دیگری/دیوار
او ماشین را با دنده عقب وارد گاراژ کرد.
... [مشاهده متن کامل]
او هنگام پارک کردن به طور تصادفی ( با دنده عقب/از عقب ) وارد یک حصار شد.
به ماشین دیگر ( با دنده عقب/از عقب ) نزنی
من به اشتباه ون را ( با دنده عقب/از عقب ) به دیوار زدم.
- - - - - -
⚠️نکته1️⃣
- سر جای خود بازگرداندن👈فیزیکی
او کتاب ها را دوباره در جعبه گذاشت.
صندلی را دوباره سر جایش بگذار.
- - - - - - -
⚠️نکته2️⃣
- به ( وضعیت/شرایط/حالت/شغل ) قبل برگشتن
او به شغل قبلی اش برگشت.
شرکت دوباره به موقعیت مالی باثبات رسید.
زندگی به حالت عادی برگشت.
- - - - -
📌هدف از ارائه نکات ۱ و ۲:
- پس back into یعنی حرکت فیزیکی به عقب، ورود یا برخورد. بنابراین هیچ وقت برای شغل، وضعیت، شرایط، بازگشت، احیا و غیره به تنهایی استفاده نمی شود و باید با افعال و ترکیب درست همراه شوند.
دوباره
عطف به مورد قبل، بازگشت به قبل
با دنده عقب رفتن به داخل جایی ( پارکینگ، گاراژ )