برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1406 100 1

by way of


1- از طریق، از راه 2- به خاطر، منباب، برسبیل، بطریق، بعنوان، بجای

بررسی کلمه by way of

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: by going through or along; via.

- We got there by way of the highway.
[ترجمه ترگمان] ما از راه بزرگراه به اونجا رسیدیم
[ترجمه گوگل] ما از طریق بزرگراه به آنجا رسیدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: as a form or means of.

- She nodded by way of assent.
[ترجمه ترگمان] سرش را به نشانه موافقت تکان داد
[ترجمه گوگل] او با موافقت موافقت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه by way of در جمله های نمونه

1. 'I had to see you,' he said, by way of explanation.
[ترجمه ترگمان]با لحنی حاکی از توضیح گفت: باید شما را می‌دیدم
[ترجمه گوگل]او گفت، 'من مجبور شدم شما را ببینم، به وسیله توضیح دادن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. All the goods were routed by way of the Netherlands.
[ترجمه ترگمان]همه کالاها از راه هلند تارومار شدند
[ترجمه گوگل]تمام کالاها به وسیله هلند مورد استفاده قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They are traveling to France by way of London.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها با راه لندن به فرانسه سفر می‌کنند
[ترجمه گوگل]آنها از طریق لندن به فرانسه سفر می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He made a rude sign by way of retort.
[ترجمه ترگمان]با لحن اعتراض آمیزی به او جواب داد:
[ترجمه گوگل]او از طریق عقب نشینی عجیب و غریب ساخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی عبارات مرتبط با by way of به فارسی

معنی کلمه by way of به انگلیسی

by way of
• by means of, as; through, by, via
by way of speaking
• in a manner of speaking

by way of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Fatemeh
به وسیله،به کمکه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی by way of
کلمه : by way of
املای فارسی : با‌ وای اوف
اشتباه تایپی : ذغ صشغ خب
عکس by way of : در گوگل

آیا معنی by way of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )