برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1731 100 1
شبکه مترجمین ایران

but

/bʌt/ /bʌt/

معنی: فقط، بلکه، بطور محض، جز، بدون، بل، با وجود، باستثنای، اما، ولی، لیکن، مگر
معانی دیگر: به جز، سوای، به استثنای، (همراه با مصدر) چاره ای جز ...، هرآینه، مگر آنکه، همین ...، از سوی دیگر، به هرحال، ... که، (خودمانی) کاملا، درست و حسابی، (اسکاتلند) اتاق بیرون از ساختمان (به ویژه آشپزخانه)، نه تنها، بطور مح­

بررسی کلمه but

حرف ربط ( conjunction )
(1) تعریف: yet; and despite this.
مترادف: yet

- They tried hard but failed.
[ترجمه زهرا] تلاش بسیاری کردند اما موفق نشدند
|
[ترجمه ترگمان] سخت تلاش کردند، اما موفق نشدند
[ترجمه گوگل] آنها سخت تلاش کردند ولی موفق نشدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- It's a bit salty, but it's delicious.
[ترجمه علی] این کمی شور میباشد ولی عالیست
|
[ترجمه سمانه] این مقداری شور است اما عالیست|
[ترجمه ترگمان] کمی شوره، اما خوش‌مزه است
[ترجمه گوگل] این کمی شور است ...

واژه but در جمله های نمونه

1. but for you, i would be dead by now
اگر به خاطر تو نبود من تا حالا مرده بودم.

2. but he is not fluent in french
ولی در فرانسه روان نیست.

3. but he paid no heed to what i said
اما به گفته‌های من توجهی نکرد.

4. but his wife hated the spotlight
ولی زنش از توجه همگانی متنفر بود.

5. but my good man, what business of yours is that!
آخه رفیق،این موضوع به شما چه ربطی داره‌!

6. but one short remove from victory
فقط یک قدم کوتاه تا پیروزی

7. but this is not attributable to age
اما این (مسئله) را نمی‌توان به سن نسبت داد.

8. but and ben
(اسکاتلند) همه‌ی منزل

9. but for
اگر به خاطر . . . نبود

10. but that
که

11. but then
اما از سوی دیگر،ولی از جهت دیگر

12. all but hossein left
همه رفتند بجز حسین.

13. all but one of the fugitives . . .
همه سوای یکی از فراریان . . .

14. nobody but natives live in the bush
...

مترادف but

فقط (قید)
just , alone , only , merely , but , solely
بلکه (قید)
even , but , rather
بطور محض (قید)
but
جز (حرف اضافه)
but , except
بدون (حرف اضافه)
without , but , sans
بل (حرف اضافه)
but
با وجود (حرف اضافه)
despite , notwithstanding , but
باستثنای (حرف اضافه)
but , except
اما (حرف ربط)
however , but , as regards , as respects
ولی (حرف ربط)
yet , though , but
لیکن (حرف ربط)
but
مگر (حرف ربط)
but , unless

معنی عبارات مرتبط با but به فارسی

(اسکاتلند) همه ی منزل
لب، ته، سرکلفت تو
اگر به خاطر ... نبود
مح­خاطرش
اما و آخه نداره
که
اما از سوی دیگر، ولی از جهت دیگر
1- تقریبا، 2- همه بجز، به استثنای، تقریبا، قریبا، بنزدیکی
(عامیانه) در هر جا، به هر مکان (anywhere هم می گویند)، به هیچ وجه، اصلا
اما و آخه نداره
فقط می تواند، ممکن است
... چاره ای ندارد جز ...
چاره ای ندارد جز آنکه، می بایستی، باید
مجبور بودن، چاره ای نداشتن (به جز)
مجبور خواهد بود، چاره ای نخواهد داشت مگر اینکه، حتما
نه تنها ... بلکه ...

معنی but در دیکشنری تخصصی

but
[ریاضیات] مگر، غیر از، که
[نفت] سکوی گسل

معنی کلمه but به انگلیسی

but
• if; condition; opposition; limitation
• only; barely
• besides, except
• however, yet
• say "but", make excuses, protest
• you use but to introduce something which contrasts with what you have just said.
• you use but when you are adding something or changing the subject.
• you use but to link an excuse or apology with what you are about to say.
• but also means `except'.
• but can also mean `only'; a formal use.
• you use but then before a remark which slightly contradicts what you have just said.
• you also use but then before indicating that what you have just said is not surprising.
• you use but for to introduce the only factor that causes a particular thing not to happen or not to be completely true.
but for
• were it not for
but me no buts
• do not make any excuses, do not talk back
but nevertheless
• still, yet
but that's a different story
• but that is a completely different idea or tale from what i just told you, but that's another matter altogether
but then
• but still, but on the other hand
but then again
• on the other hand, from another point of view
but you knew that
• although you were already aware of that
all but
• everything except for, everyone with the exception of
anything but
• everything except for, anything with the exception of
i hate to trouble them but
• i do not want to disturb or inconvenience them but
none but
• no one else but, no one ...

but را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

A
ولی ، اما
🐾 مهدی صباغ
به غیر از
به جز
سلنا
اما‌،ولی،جز
محمد بکام
بر‌عکس
مصطفی
بلکه
اما
صدرا
اما ولی بجز بلکه
امین
ولیکن ، اما، ولی

دقت فرمائید but به معنی به جز و جز نیست .
میلاد علی پور
علاوه بر آن، از طرفی دیگر، از سوئی دیگر
افشین حاجی طرخانی
در پاسخ به آقای امین، but از butan گرفته شده که در انگلیسی قدیم معانی زیر را داشته
- بیرون
- بدون
- به جز، مگر

Origin but
Old English butan:“outside, without, except

https://www.ldoceonline.com/dictionary/but
Dark Light
در جملاتی مثل جمله ی زیر "به جز" معنا میده :
Map shows covid cases failing in all but four areas of England
نقشه نشون میده موردهای(جدید) کرونایی در همه جای انگلیس در حال نزول و افت تعداد هستن به جز ۴ ناحیه
نمیشه معنا کرد اما ۴ ناحیه
ولی توی اکثر مواقع But اما و ولی معنا میده
!! Hurry up
But I'm not ready yet
Shayan. j
Butبه معانی اما،بجز،و...
شهرام دولت آبادی
....but
امادرمقابلش(در عوض آن).....
English User
تازه، تنها، فقط
that was but the beginning این تازه(فقط، تنها) شروع کار بود
کاربر آبادیس
با این حال، با این وجود
ak
به جز
There is no one here but me
میرحسین سیاوشی خیابانی
در مقابل=اما ،‌ولیکن

گرچه ديگر جان تهديد و زندان رفتن و محروميت
از حقوقم را ندارم اما همه اينها در برابر درد گزش وجدان هيچ است. وجداني كه به من ميگويد اگر تقدير نعمت قلم
را به تو ارزاني داشته است در مقابل بار گران از حق نوشتن و دفاع از هموطنانت را هم كه عاشقشان هستي بر
دوشت نهاده است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی but

کلمه : but
املای فارسی : بات
اشتباه تایپی : ذعف
عکس but : در گوگل

آیا معنی but مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )