برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1463 100 1

burst out

/bɜrst aʊt/ /bɜːst aʊt/

ناگهان آغاز کردن (به خنده و گریه و غیره)، زدن زیر (خنده و غیره)

واژه burst out در جمله های نمونه

1. At last, I couldn't control myself and burst out laughing.
[ترجمه maryloo] در نهایت من نتوانستم خودم را کنترل کنم و زدم زیر خنده
|
[ترجمه ترگمان]بالاخره، نمی‌توانستم خودم را کنترل کنم و خنده‌ام گرفت
[ترجمه گوگل]در نهایت من نمیتوانستم خودم را کنترل کنم و خندیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Everyone who heard it just burst out laughing when he came out with it.
[ترجمه ترگمان]هر کسی که این حرف را شنید، وقتی که با آن بیرون آمد، خنده را سر داد
[ترجمه گوگل]هرکسی که آن را شنید، وقتی از آن بیرون آمد، خندید و خندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The boy burst out of the room.
[ترجمه ترگمان]پسر از اتاق بیرون آمد
[ترجمه گوگل]پسر از اتاق خارج شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The prisoner burst out of the chains. ...

معنی کلمه burst out به انگلیسی

burst out
• break out, leave forcefully; give sudden vent to
burst out laughing
• start laughing, start giggling

burst out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sunflower
to suddenly say something loudly


(ناگهان) داد زدن، فریاد زدن، فریاد برآوردن، نعره زدن، غریدن‌
با صداب بلند از دهان پراندن
علی فرهادی
یهویی (زدن زیر گریه یا خنده)،کاری را یهویی و ناگهانی انجام دادن
he burst out signing suddenly.
او یهویی شروع به خواندن کرد.
غزال سرخ
به نقل از فرهنگ پویا:
1. با شتاب (از جایی) خارج شدن
2. [بیماری] شایع شدن
3. [جنگ] درگرفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی burst out
کلمه : burst out
املای فارسی : بورست آوت
اشتباه تایپی : ذعقسف خعف
عکس burst out : در گوگل

آیا معنی burst out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران