برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1397 100 1

burned


معنی: سوخته
معانی دیگر: سوخته علوم نظامى : کلمه رمز براى تعیین اینکه عامل مخفى اطلاعاتى در معرض کشف قرار گرفته یا قابلیت اعتماد به او کم شده است

واژه burned در جمله های نمونه

1. a burned child dreads the fire
بچه‌ی سوخته از آتش وحشت دارد.

2. dinner burned to a crisp
شام سوخته،شام زیاد پخته شده

3. fatima burned the food to a cinder
فاطمه خوراک را سوزاند (زغال کرد).

4. fire burned the baby's hand
آتش دست بچه را سوزاند.

5. he burned his love letters
نامه‌های عاشقانه‌ی خود را سوزاند.

6. he burned the letters so that his wife would never see them
او آن نامه‌ها را سوزاند تا زنش هرگز آنها را نبیند.

7. i burned myself
خودم را سوزاندم.

8. the burned factory was made operable again
کارخانه‌ی حریق زده را دوباره آماده‌ی راه‌اندازی کردند.

9. they burned his body and scattered the dust over the sea
جسدش را سوزاندند و خاکسترش را به دریا ریختند.

10. they burned the body and threw the ashes into the river
جسد را سوزاندند و خاکسترش را در رودخانه ریختند.

11. bathe the burned parts with salt water
جاهای سوخته را با آب نمک بشویید.

12. his house burned down in a fire two years ago
دو سال پیش منزل او در آتش‌س ...

مترادف burned

سوخته (صفت)
adust , burned , scorched

معنی عبارات مرتبط با burned به فارسی

علوم مهندسى : انتهاى اشتعال
نقره داغ شدن

معنی کلمه burned به انگلیسی

burned incense
• incense which has been lit to produce a fragrant odor

burned را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mamali
سوخته �گذشته�
سید محمد حسین مدنی
گذشته ( burn) است و به معنای سوخته بود است.
SOHEIL
سوخته بود
ملیکا
حالت گذشته سوخت
محیااسعدی
شکل گذشته سوختن
رضا
سوختم
میلاد علی پور
سوخته کاری شده (شکل دادن و طرح دادن به چوب به وسیله ی سوزاندن)
Longman
لمس کردن چیزیداغی
که باعث سوختگی می شود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی burned
کلمه : burned
املای فارسی : برند
اشتباه تایپی : ذعقدثی
عکس burned : در گوگل

آیا معنی burned مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )