برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1432 100 1

burgundy

/ˈbɝːɡəndi/ /ˈbɜːɡəndi/

ناحیه ی بورگاندی (در فرانسه)، گونه های شراب بورگاندی که سفید و قرمز و معمولا سک هستند، هرگونه شراب قرمز و سک

بررسی کلمه burgundy

اسم ( noun )
حالات: burgundies
(1) تعریف: a region in central France.

(2) تعریف: (usu. l.c.) any of several red or white wines made in this area, or any of various red wines made elsewhere.

(3) تعریف: (l.c.) a purplish red color.

واژه burgundy در جمله های نمونه

1. Burgundy has always been considered a major centre of gastronomy.
[ترجمه ترگمان]بورگونی همواره به عنوان یک کانون بزرگ در نظر گرفته شده‌است
[ترجمه گوگل]Burgundy همیشه مرکز اصلی غذا بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The Chablis vineyard is the northernmost in Burgundy.
[ترجمه ترگمان]The vineyard، شمالی‌ترین قسمت بورگونی است
[ترجمه گوگل]تاکستان Chablis در شمال جزیره بورگوندی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was wearing a burgundy polyester jacket.
[ترجمه ترگمان]اون لباس قرمز رنگی پوشیده بود
[ترجمه گوگل]او پوشیدن یک ژاکت پلی استر بوروندی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Burgundy is celebrated for its fine wines.
[ترجمه ترگمان]بورگونی به خاطر شراب عالی خود مشهور است
[ترجمه گوگل]Burgundy برای شراب های شگفت انگیز آن جشن گرفته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه burgundy به انگلیسی

burgundy
• bourgogne, region in france famous for its wines
• usually red table wine from burgundy (france); deep red color, wine-red color
burgundy pitch
• thick resin used to hold sheet metal in place during the hammering or punching process (art)

burgundy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیده زهرا برقعی
رنگ بورگاندی
فاطمه
قرمز براق
فاطمه
قرمز براق
رئیس علی دلواری
(رنگ)قرمز تیزه
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
a dark red colour
یگانه
قرمز مایل به زرشکی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی burgundy
کلمه : burgundy
املای فارسی : بورگوندی
اشتباه تایپی : ذعقلعدیغ
عکس burgundy : در گوگل

آیا معنی burgundy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )