برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1469 100 1

building

/ˈbɪldɪŋ/ /ˈbɪldɪŋ/

معنی: ساختمان، بناء، عمارت، خانه، ساختمانی
معانی دیگر: بنا، بنلاد، کدواده، ساختمان سازی، بنایی، - سازی، دیسمان

بررسی کلمه building

اسم ( noun )
(1) تعریف: a relatively large structure used for residences, businesses, or the like.
مترادف: structure
مشابه: apartment house, construction, dwelling, edifice, erection, facility, house, residence

(2) تعریف: the act, process, or occupation of creating such structures.
مترادف: construction, fabrication
مشابه: architecture, creation, erection

واژه building در جمله های نمونه

1. building a dam to stop the outflow of water
ساختن سد برای جلوگیری از برون‌ریزی آب

2. building materials
مصالح ساختمانی

3. building that road is another one of their boondoggles
ساختن آن جاده یکی دیگر از کارهای عبث آنهاست.

4. building blocks
اجزا،بخش‌های سازنده،سازگرها

5. a building faced with marble
ساختمانی دارای روکار مرمر

6. a building of bold red brick
ساختمانی از آجر سرخ چشمگیر

7. a building of gargantuan dimentions
ساختمانی با ابعاد عظیم

8. a building of large proportions
ساختمانی با ابعاد بزرگ

9. a building of monstrous proportions
ساختمانی با ابعاد غول آسا

10. a building of such mass and height
ساختمانی به آن بزرگی و بلندی

11. a building of unsound foundations
یک ساختمان سست بنیاد

12. a building permit
اجازه‌ی ساختمان

13. a building that shelters a rare collection of persian carpets
...

مترادف building

ساختمان (اسم)
make , frame , anatomy , building , construction , structure , erection , skeleton , formation , making , mechanism , standing
بناء (اسم)
base , building , structure , mason , establishment , masonry
عمارت (اسم)
residence , building , construction , mansion , edifice
خانه (اسم)
house , domicile , home , lodge , room , building , cell , shack , socket , quarterage
ساختمانی (صفت)
building , architectonic , structural , constructional , constructive

معنی عبارات مرتبط با building به فارسی

کنده ساخت، بنا کنده
اجزا، بخش های سازنده، سازگرها
عمارتی که بمب بدان کارگر نباشد
ساختمان آپارتمانی، ساختمان آپارتمان (apartment house هم می گویند)، ساختمان اپارتمانی که house apartment نیز گفته میشود
(انگلیس) ساختمان تاریخی (که در فهرست بناهای تاریخی و مورد حراست وارد شده است)

معنی building در دیکشنری تخصصی

building
[عمران و معماری] ساختمان - بنا - عمارت
[حسابداری] تحویل ساختمان (ابنیه)
[عمران و معماری] بلوک ساختمان
[کامپیوتر] طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر ( modularity )
[عمران و معماری] آیین نامه ساختمان - ضوابط ساختمان
[عمران و معماری] روش آیین نامه ای
[عمران و معماری] ملزومات ساختمانی
[عمران و معماری] مقاطعه کار ساختمانی
[عمران و معماری] پوش ساختمان - پوشش ساختمان
[عمران و معماری] قاب ساختمانی
[حسابداری] تحویل دادن ساختمان (ابنیه)
[زمین شناسی] ایجاد یک beam قوی و غیر قابل انعطاف
[عمران و معماری] سرای - تیم
...

معنی کلمه building به انگلیسی

building
• edifice; structure; action of construction
• a building is a structure with a roof and walls such as a house or a factory.
building a relationship
• developing a bond or association, fostering a relationship
building allotment
• plot of land designated for construction
building block
• basic part, fundamental element
• the building blocks of an organization or structure are the separate parts that combine to make something.
building frame contractor
• one contracted to construct the frame of a building
building freeze
• suspension of construction
building jig
• device which holds materials securely in place while building or assembling something (as in an air or water vessel)
building license
• authorization for construction
building percentage
• extent of building rights on one's property
building permit
• official permission to build
building possibilities
• possible ways a building project can be handled
building rights
• authorization for construction
building roads
• creating and paving new roads
building rubble
• broken fragments of a destroyed or crumbling building; construction waste
building site
• a building site is an area of land on which a building or group of buildings is in the process of being built.
building ...

building را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

saba
ساختمان اداری
محمد
ساخت و ساز
ساناز
ساختار
mobina
آپارتمان
آراز فرشباف
ساختمان
bimare shab
برج
zeinab
ساختمان
عین اله
بنیان، بنیان گذاشتن، پی ریزی، ایجاد
نا شناس
ساختن
محدثه فرومدی
ایجاد، تشکیل، تاسیس، شکل‌دهی، وضع، برپایی، برقراری، سازه
امیرحسین
ساختمان
آپارتمان
tinabailari
what is the tallest building in the world
بزرگ ترین ساختمان در جهان چیست ؟ 🖇
sportwoman
ساختمان
Benyamin
ساختمان
tinabailari
ساختمان
This building is owned by the president
این ساختمان متعلق به رئیس جمهور است🏺🏺
ابوالفضل
I don't want to build an army
The cost of building units is very expensive and requires a lot of time
مگه میخوام لشکر به پا کنم
هزینه واحدهای ساختمان خیلی گران و نیاز به زمان زیادی هست
M
ساختن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی building
کلمه : building
املای فارسی : بیلدینگ
اشتباه تایپی : ذعهمیهدل
عکس building : در گوگل

آیا معنی building مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران