برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1396 100 1

buffoonery

/bəˈfuːnəri/ /bəˈfuːnəri/

معنی: مسخرگی

واژه buffoonery در جمله های نمونه

1. his buffoonery embarrassed his wife
لودگی او زنش را خجل می‌کرد.

2. criticism which was hidden under the veil of buffoonery
انتقادی که زیر نقاب دلقک‌بازی پنهان کرده بودند

3. Hence the bombast in the tragedies, and the buffoonery and ribaldry in the comedies.
[ترجمه ترگمان]از این رو مبالغه در تراژدی، و لودگی و ribaldry در کمدی
[ترجمه گوگل]از این رو bombast در تراژدی ها، و boughners و bastard در کمدی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He went to the university of buffoonery.
[ترجمه ترگمان]به دانشگاه دلقک‌بازی کرد
[ترجمه گوگل]او به دانشگاه بوفونز رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Begin, instead, with the following fact, that the buffoonery is already present.
[ترجمه ترگمان]در عوض، با این حقیقت شروع کنید که دلقک‌بازی در حال حاضر وجود دارد
[ترجمه گوگل]در عوض، با این واقعیت که شروع به کار کرده اید شروع کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف buffoonery

مسخرگی (اسم)
farce , tomfoolery , drollery , buffoonery , ribbing

معنی کلمه buffoonery به انگلیسی

buffoonery
• clownish behavior

buffoonery را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین حاجی طرخانی
خنده‌دار و سرگرم کننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی buffoonery
کلمه : buffoonery
املای فارسی : بوففونری
اشتباه تایپی : ذعببخخدثقغ
عکس buffoonery : در گوگل

آیا معنی buffoonery مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )