برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1684 100 1
شبکه مترجمین ایران

browser

/ˈbraʊzər/ /ˈbraʊzə/

معنی: کسیکه جسته و گریخته میخواند

بررسی کلمه browser

اسم ( noun )
• : تعریف: a computer program that locates and displays Web pages; Web browser.

واژه browser در جمله های نمونه

1. What do you use as your default browser?
[ترجمه ترگمان]از چه چیزی به عنوان مرورگر پیش‌فرض خود استفاده می‌کنید؟
[ترجمه گوگل]چه چیزی به عنوان مرورگر پیش فرض شما استفاده می کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Press the "reload" button on your web browser to refresh the site and get the most current version.
[ترجمه ترگمان]دکمه \"بارگذاری مجدد\" را روی مرورگر وب خود فشار دهید تا وب سایت را تازه کرده و جدیدترین نسخه را به دست آورید
[ترجمه گوگل]دکمه 'reload' را در مرورگر خود فشار دهید تا سایت را تازه سازی کنید و آخرین نسخه را دریافت کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A bug in the browser lets servers download a Trojan horse.
[ترجمه ترگمان]یک اشکال در مرورگر به سرورها اجازه می‌دهد تا یک اسب تروجان را دانلود کنند
[ترجمه گوگل]یک اشکال در مرورگر به شما اجازه میدهد سرور اسب تروجان را دانلود کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Click the "back" button on your browser.
[ترجمه ترگمان]روی دکمه \"پشت\" روی مرورگر خود کلیک کنید
...

مترادف browser

کسیکه جسته و گریخته میخواند (اسم)
browser

معنی browser در دیکشنری تخصصی

browser
[کامپیوتر] مرورگر ؛ جستجو گر - مرورگر - برنامه کامپیوتری که کاربر را قادر می سازد تا اطلاعات فوق متن ( hypertext )یا صفات web بخواند . سیستمهایی که گرافیک ندارند می توانند از تسهیلات lynx استفاده کنند را در فایلها
[برق و الکترونیک] مرورگر
[ریاضیات] بررسی کننده
[کامپیوتر] کادر مرورگر
[کامپیوتر] مرور گر وب نگاه کنید به browser

معنی کلمه browser به انگلیسی

browser
• program used for viewing sites on the world wide web (computers); one who leafs through, one who browses
browser sniffing
• (internet) ability of a web site to detect which browser version a user is running and to determine the browser's features and capabilities

browser را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ميترا
گشت زن؛ كسيكه بجاي خريد واقعي ويترين ها و اجناس را نگاه ميكند؛ تعريف ديكشنري كمبريج:
a person who is looking at goods for sale in a store or on the internet but who may not intend to buy anything
عباس اسماعیلزاده
(در علوم کامپیوتر و اینترنت) ویب جو، ویب یاب
عباس اسماعیلزاده
ویب جو، ویب یاب (در علوم کامپیوتر و اینترنت)
علی بیاتی
در درس خواندن بازیگوشی کردن
Hossein
مرورگر
hadis
علوم دامی: برگ خور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی browser

کلمه : browser
املای فارسی : بروزر
اشتباه تایپی : ذقخصسثق
عکس browser : در گوگل

آیا معنی browser مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )