برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1460 100 1

bring to justice


پای حساب کشیدن، حسابرسی کردن، سرزنش کردن، 1- (از اغما یا بیهوشی) در آوردن، به هوش آوردن 2- احیا کردن، جان بخشیدن، نیرودادن، محاکمه و تنبیه کردن، دادرسی کردن و جزا دادن

معنی کلمه bring to justice به انگلیسی

bring to justice
• punish for wrongdoing, try in court

bring to justice را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

PejmanKNTU
To bring someone to justice
کسی را به سزای اعمالش رساندن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bring to justice
کلمه : bring to justice
املای فارسی : برینگ تو جاستیس
اشتباه تایپی : ذقهدل فخ تعسفهزث
عکس bring to justice : در گوگل

آیا معنی bring to justice مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران