برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1636 100 1
شبکه مترجمین ایران

brightness

/ˈbraɪtnəs/ /ˈbraɪtnəs/

معنی: لمعه
معانی دیگر: درخشانی، تابندگی، درخشندگی، فروغ، جلوه گری (رجوع شود به: bright)، تیزهوشی، روشنی، تابش، زیرکی

بررسی کلمه brightness

اسم ( noun )
(1) تعریف: the quality, state, or condition of being bright.
مشابه: glare, luster, radiance

(2) تعریف: the quality of luminousness in color.
مشابه: glow

واژه brightness در جمله های نمونه

1. the stars were losing their brightness
ستارگان درخشش خود را از دست می‌دادند.

2. 'Oh, hello,' said Eileen, with forced brightness.
[ترجمه ترگمان]ایل ین با brightness اجباری گفت: اوه، سلام
[ترجمه گوگل]آیلین با روشنایی مجاز گفت: 'سلام، سلام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The brightness of the paint has worn off a little.
[ترجمه ترگمان]رنگ نقاشی کمی ساییده شده‌است
[ترجمه گوگل]روشنایی رنگ اندکی پوشیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Her eyes squinted against the brightness.
[ترجمه ترگمان]چشم‌هایش با درخشش چشم‌هایش را تنگ کرده بود
[ترجمه گوگل]چشمانش در برابر روشنایی خیره شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The dark frame accentuates the brightness of the picture.
[ترجمه ترگمان]کادر تاریک، بر روشنی تصویر تاکید می‌کند
[ترجمه گوگل]قاب تاریک، روشنایی تصویر را افزایش می دهد
[ترجمه شما] ...

مترادف brightness

لمعه (اسم)
brightness

معنی brightness در دیکشنری تخصصی

brightness
[سینما] روشنی - درخشش
[کامپیوتر] درخشندگی - روشنایی . درخشندگی - فیلتری نوری که کارکردی مانند دکمه روشنایی در تلویزیون یا صفحه نمایش کامپیوتر دارد. این فیلتر تمام ناحیه تحت پوشش خود را تاریک یا روشن می کند و ممکن است با فیلتر میزان درخشندگی ترکیب شود . زیرا هر دو فیلتر بر هم اثر می گذاردند. کنترل نرم افزاری که معمولا" در دستگاههای اسکنر وجود دارد و برای تنظیم روشنایی کلی تصویر به کار می رود0
[برق و الکترونیک] روشنایی 1. مشخصه ای از نور که حس بینایی از کم و زیاد بودن آن می دهد . 2. نام قبلی luminance - روشنی
[نساجی] شفافیت - درخشش - درخشندگی
[روانپزشکی] درخشندگی، به صورت یک اصطلاح غیرتکنیکی به هوش نسبتاً بالا نیز گفته می شود.
[برق و الکترونیک] کنترل روشنایی کنترل روشنایی صفحه ی فلوئورسان لامپ پرتو کاتدی با تغییر بایاس شبکه ی لامپ و در نتیجه تغییر شدت جریان باریکه.
[سینما] سطح روشنایی
[برق و الکترونیک] محدوده روشنی
[سینما] نسبت روشنی
[شیمی] دمای درخشایی
[سینما] واحد روشنایی
[برق و الکترونیک] روشنی تصویر
[سینما] پرش رنگ فیلم از سیاه ...

معنی کلمه brightness به انگلیسی

brightness
• luminosity; radiance; cheerfulness; intelligence, cleverness; clarity

brightness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hasati
فروزندگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی brightness

کلمه : brightness
املای فارسی : بریقتنس
اشتباه تایپی : ذقهلافدثسس
عکس brightness : در گوگل

آیا معنی brightness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )