برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1541 100 1
شبکه مترجمین ایران

bridges


رابرت بریجز (شاعر انگلیسی)

واژه bridges در جمله های نمونه

1. burn one's bridges (behind one)
پل‌های پشت سر خود را خراب کردن

2. bombers targeted railway bridges
بمب افکن‌ها پل‌های راه‌آهن را هدف قرار دادند.

3. esfahan has beautiful bridges
اصفهان پل‌های قشنگی دارد.

4. the bottlenecks at the bridges create tremendous traffic jams
تنگنای پل‌ها راه بندان‌های بزرگی ایجاد می‌کند.

5. his tender for building two bridges was accetped
(در مناقصه) پیشنهاد او برای ساختن دو پل پذیرفته شد.

6. the japanese had dynamited all the bridges
ژاپنی‌ها همه‌ی پل‌ها را با دینامیت منفجر کرده بودند.

7. they sabotaged the railways by blowing up bridges
آنها با منفجر کردن پل‌ها در راه‌آهن خرابکاری می‌کردند.

8. we successfully carried out our mission of photographing enemy bridges
ما با موفقیت‌ماموریت عکسبرداری از پل‌های دشمن را انجام دادیم.

9. the construction of that road involved the buliding of hundreds of bridges
ساختن آن راه مستلزم بنا نهادن صدها پل بود.

10. Cultural exchanges are a way of building bridges between countries.
[ترجمه ترگمان]تبادلات فرهنگی راهی برای ایجاد پل ارتباطی بین کشورها است
[ترجمه گوگل]مبا ...

معنی عبارات مرتبط با bridges به فارسی

پل های پشت سر خود را خراب کردن

معنی کلمه bridges به انگلیسی

burn one's bridges
• break off ties, destroy existing connections; get rid of the possibility of return
burnt his bridges
• made it so he could not go back the way he came, made it impossible to return or go back
does not burn one's bridges
• does not cut off all chances of retreat
the open bridges
• connection between jordan israel and the west bank created by building two bridges over the jordan river

bridges را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bridges

کلمه : bridges
املای فارسی : بریدگس
اشتباه تایپی : ذقهیلثس
عکس bridges : در گوگل

آیا معنی bridges مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )