برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
bridge - the - gap
شبکه مترجمین ایران

bridge the gap

bridge the gap را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین حاجی طرخانی
(اصطلاح) پر کردن خلاء چیزی، اتصال دو نقطه یا موضع به هم،موفتاً مساله را حل کردن.
Mehrsa hamdi
به حداقل رساندن تفاوت ها
سهرابزهی
نیازی را تامین کردن،فاصله ای را کم کردن
موسی
Bridge the gap = یعنی کم کردن فاصله و از بین بردن تفاوت

مثال:
Sara managed to bridge the gap between ballet and modern dance
سارا توانست فاصله و تفاوت بین رقص باله و رقص مدرن را کم کند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی bridge the gap مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )