برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1473 100 1

breeze

/ˈbriːz/ /briːz/

معنی: نسیم، روح، بادملایم، باد شمال یا شمال شرقی، وزیدن
معانی دیگر: سبک باد، (امریکا - عامیانه) کار آسان، سهل، مثل آب خوردن، (عامیانه) به آسانی و تندی حرکت کردن، مثل باد رفتن، با آسودگی و سرعت رفتن یا آمدن، (انگلیس - عامیانه) سر و صدا، جنجال، شلوغی، (هواشناسی) بادی که سرعت آن بین چهار و سی و یک مایل در ساعت باشد (رجوع شود به: beaufort scale)، زغال نیم سوز، زغال سنگ و زغال تقریبا سوخته (که برای ساختن سمنت با سیمان مخلوط می کنند)، قطعات کوچک زغال و زغال سنگ (به قطر 1/27 سانتی متر یا کمتر)، زغال ریزه، خاکه زغال، وزیدن مانندنسیم

بررسی کلمه breeze

اسم ( noun )
(1) تعریف: a light or gentle wind.
مشابه: breath, cat's-paw, current, draft, gust, light breeze, puff, sea breeze, whiff, wind, zephyr

- It was a hot day, but the breeze made it comfortable.
[ترجمه ترگمان] روز گرمی بود، اما باد آن را راحت می‌کرد
[ترجمه گوگل] روز گرم بود، اما نسیم راحت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (informal) a simple or quickly accomplished task.
مترادف: cakewalk, cinch
مشابه: child's play, joke, picnic

- Her math homework was a breeze.
[ترجمه ترگمان] تکالیف math یک نسیم بود
[ترجمه گوگل] تکالیف ریاضی او نسیم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: breezes, breezing, breezed
مشتقات: breezeless (adj.), breezelike (adj.)
(1) تعریف: to blow a light or gentle wind.
مترادف: waft
مشابه: blow

- It breezed comfortably during the evening.
...

واژه breeze در جمله های نمونه

1. the breeze and the undulating surface of the lake
نسیم و سطح مواج دریاچه

2. the breeze animated the leaves
نسیم برگ‌ها را تکان می‌داد.

3. the breeze flared the candle
نسیم شعله‌ی شمع را به لرزه آورد.

4. the breeze wafted the clouds over the hills
نسیم،ابرها را بر فراز تپه‌ها به حرکت در آورد.

5. a balmy breeze flattered her skin
نسیم ملایمی پوستش را نوازش می‌داد.

6. a cool breeze that mitigated the heat
نسیم خنکی که گرما را کمتر می کرد.

7. a cool breeze was blowing
نسیم خنکی می‌وزید.

8. a fluky breeze
باد متغیر

9. a fresh breeze is blowing from kharazm
باد خنک از جانب خوارزم روان است

10. a light breeze
نسیم ملایم

11. a light breeze came up
نسیم خفیفی وزید.

12. a lively breeze
نسیم تند

13. a northeasterly breeze
نسیم شمال خاوری

14. a soft breeze
...

مترادف breeze

نسیم (اسم)
airflow , flatus , air , breeze , breath , waft , light air , zephyr
روح (اسم)
nature , spirit , esprit , apparition , breeze , calmness , phantom , ghost , specter , sprite , psyche , spook , zing , placidity , numen , fantom , phantasm , phantasma , spunkie , umbra , wraith
بادملایم (اسم)
breeze
باد شمال یا شمال شرقی (اسم)
breeze
وزیدن (فعل)
breeze , blow , puff , whiff

معنی عبارات مرتبط با breeze به فارسی

(بادی که سرعت آن بین 19 و 24 مایل در ساعت باشد) باد تند، بادی که ساعتی 32 کیلومتربوزد
نسیم ملایم
(امریکا - عامیانه) به آسانی، به سهولت، با کوشش کم
نسیم از زمین بسوی دریا، نسیم خشکی، نسیمی که از زمین بسوی دریا بوزد
(هواشناسی: نسیمی که سرعت آن میان 4 تا 7 مایل در ساعت است) نسیم ملایم، آرام وزانه، نسیم ملایم
(نسیمی که تندی آن میان 13 تا 18 میل در ساعت است) نسیم ملایم
نسیم دریایی (که از دریا به خشکی می وزد)
(امریکا - خودمانی) گپ زدن، اختلاط کردن، وراجی کردن
نسیم نیرومند (باد با سرعت 25 تا 31 میل در ساعت)

معنی breeze در دیکشنری تخصصی

breeze
[عمران و معماری] نسیم
[زمین شناسی] باد شمال یاشمال شرقی ، باد ملایم ، نسیم ، وزیدن
[آب و خاک] نسیم
[آب و خاک] نسیم خنک
[آب و خاک] نسیم ملایم
[کوه نوردی] نسیم یخچالی
[آب و خاک] نسیم یخچالی
[آب و خاک] نسیم خشکی
[عمران و معماری] نسیم دریا
[زمین شناسی] نسیم دریا - حرکت روزانه هوا از دریا به خشکی، که ناشی از گرم شدن متفاوت آب و خشکی است.
[آب و خاک] نسیم دریا

معنی کلمه breeze به انگلیسی

breeze
• light wind; quarrel, feud
• move quickly; blow softly
• a breeze is a gentle wind.
• if you breeze somewhere, you go there in a casual, confident way.
breeze block
• (british) cinder block, cement block
• a breeze-block is a large grey-coloured kind of brick made from ashes and cement which is used as a building material.
breeze in
• become happy, become glad, become joyful
fresh breeze
• fairly strong wind
gentle breeze
• soft wind
land breeze
• offshore breeze, coastal breeze blowing from land toward the sea or open waters
morning breeze
• light wind in the early hours, light wind of the morning
offshore breeze
• land breeze, coastal breeze blowing from land toward the sea or open waters
sea breeze
• wind coming from the direction of the sea
• a sea breeze is a wind blowing from the sea towards the land.
shoot the breeze
• chatter, babble, speak casually

breeze را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شبنم
باد صبا
سما
باد ملایم
باد دلپذیر
نسیم
Pleasant wind
♥ Amy ♥
به معنی آسان . مثل easy . یعنی به جای آسان که میگیم easy میتونیم بگیم
breeze . ♥♥♥♥
Gabby
نسیم, بادملایم
Sυρҽɾɳσʋα
Breeze : نسیم-باد ملایم gentle pleasent light wind
۲.کار آسان(amr)
۳.تندی حرکت کردن
Sneeze : عطسه کردن
Squeeze : چلوندن-فشار دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی breeze
کلمه : breeze
املای فارسی : بریز
اشتباه تایپی : ذقثثظث
عکس breeze : در گوگل

آیا معنی breeze مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران