برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1723 100 1
شبکه مترجمین ایران

breathlessness

واژه breathlessness در جمله های نمونه

1. There had been no indication of either breathlessness or any loss of mental faculties right until his death.
[ترجمه ترگمان]هیچ نشانی از تنگی نفس و یا از دست رفتن هوش و هوش و هوش و هوش او نبود
[ترجمه گوگل]هيچ نشانه ای از نفس کشیدن يا از دست رفتن توانايی های ذهنی تا مرگ او نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Meredith felt breathlessness claim her as his possessive arms wrapped around her once more.
[ترجمه ترگمان]مردیت احساس می‌کرد که نفسش تنگی می‌کند، همان طور که دست‌هایش را به دور او حلقه کرده بود
[ترجمه گوگل]مرید احساس تنفس کرد و او را به عنوان بازوهای اداری او که یک بار دیگر در اطراف او بود پیچید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Asthma causes wheezing and breathlessness.
[ترجمه ترگمان]اسم آسم باعث خس‌خس و تنگی نفس می‌شود
[ترجمه گوگل]آسم باعث خس خس و نفس می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Survivors still complain of ailments ranging from breathlessness, chronic fatigue and stomach pain to cardiac problems and tuberculosis.
[ترج ...

معنی کلمه breathlessness به انگلیسی

breathlessness
• being out of breath, being unable to breathe

breathlessness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیلوفر بایمانی
وقفه تنفسی
امیررضالبافی
تنگی نفس
واژۀ پزشکی و علمی آن dyspnoea است.
Bahar
تنگی نفس داشتن.
محمدرضا ایوبی صانع
نفس نفس زدن
فهیمه
تنگی نفس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی breathlessness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )