برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1409 100 1

brandy

/ˈbrændi/ /ˈbrændi/

معنی: عرق، کنیاک، براندی
معانی دیگر: مشروب الکلی حاصل از تخمیر آب میوه، براندی (مشروب الکلی که از شراب به دست می آید)، با کنیاک مخلوط کردن

بررسی کلمه brandy

اسم ( noun )
حالات: brandies
• : تعریف: a strong alcoholic beverage made by distilling fermented fruit juice or wine.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: brandies, brandying, brandied
• : تعریف: to flavor, combine, or preserve with brandy.

واژه brandy در جمله های نمونه

1. cherry brandy
براندی گیلاس

2. neat brandy
براندی خالص (که به آن آب و غیره نیافزوده‌اند)

3. a dram of brandy
کمی براندی

4. a salad drenched in brandy
سالادی که در براندی خوابانده شده است

5. flame the roast with brandy
گوشت گاو بریان شده را با براندی شعله ور کردن

6. having a few dollops of brandy
صرف مقدار کمی براندی

7. he poured me a jolt of brandy
او یک گیلاس براندی برایم ریخت.

8. The alcoholic strength of brandy far exceeds that of wine.
[ترجمه ترگمان]نیروی الکلی براندی خیلی بیشتر از آن است که شراب را از آن بیرون بکشد
[ترجمه گوگل]استحکام الکل از براندی خیلی بیشتر از شراب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He's stocking up with wine and brandy for the party tonight.
[ترجمه ترگمان]امشب با شراب و براندی برای مهمانی حاضر می‌شود
[ترجمه گوگل]او امشب با شراب و براندی لباس میپوشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف brandy

عرق (اسم)
arrack , sweat , perspiration , distillate , brandy , vodka , transudation
کنیاک (اسم)
brandy , cognac
براندی (اسم)
brandy

معنی عبارات مرتبط با brandy به فارسی

عرق الوبالو

معنی کلمه brandy به انگلیسی

brandy
• type of alcoholic drink
• mix with brandy
• brandy is a strong alcoholic drink, usually made from wine.
brandy butter
• brandy butter is a thick paste made from butter, sugar and brandy. it is usually eaten at christmas with christmas pudding or mince pies.
brandy snap
• a brandy snap is a very thin, crisp biscuit in the shape of a hollow cylinder, flavoured with ginger.
apple brandy
• brandy made from fermented apples
cherry brandy
• type of alcoholic drink
egg brandy
• eggnog, egg liquor
sherry brandy
• alcoholic drink made out of cherries, type of cognac

brandy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

nader
کنیاک--یک لیوان کنیاک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی brandy
کلمه : brandy
املای فارسی : برندی
اشتباه تایپی : ذقشدیغ
عکس brandy : در گوگل

آیا معنی brandy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )