برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1431 100 1

braided

/ˈbreɪd/ /breɪd/

قیطان، گلابتون، مغزی، نوار، حاشیه، حرکت سریع، جنبش، جهش، ناگهان حرکت کردن، جهش ناگهانی کردن، بافتن(مثل توری وغیره)، بهم تابیدن وبافتن، مویسر را باقیطان یاروبان بستن

واژه braided در جمله های نمونه

1. she has long braided hair
او موی بلند بافته‌ای دارد.

2. her blonde hair was braided in several long tails
موی طلایی او در چندین طره‌ی بلند بافته شده بود.

3. she wore her hair braided in a pigtail
او گیسوی خود را دم اسبی بافته بود.

4. They wore their hair braided in long pigtails.
[ترجمه ترگمان]موهایش را با موهای بلند بافته بودند
[ترجمه گوگل]آنها موهایشان را در چنگال های بلند پوشیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He braided the horse's tail.
[ترجمه هدیه] او (موهای) دم اسب را بافته است.
|
[ترجمه ترگمان]دمش را جمع کرد
[ترجمه گوگل]او دم در اسب را بافته
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He pictured her with long black braided hair.
[ترجمه ترگمان]او را با موهای بافته بلند مشک ...

معنی braided در دیکشنری تخصصی

braided
[پلیمر] بافته شده
[نساجی] پارچه گلابتون - نوعی پارچه با بافت غیر معمولی که تکرار بافت در آن با سه نخ یا بیشتر می باشد
[نساجی] حاشیه گلابتون دوزی شده پارچه -لبه گلابتون دوزی شده پارچه - لبه سوزن دوزی شده پارچه
[آب و خاک] شیارهای شربانی، شیارهای بره بره
[عمران و معماری] رودخانه بره بره
[آب و خاک] رودخانه بربره،رودخانه شریانی، رودخانه بریده بریده شده رودخانه گرگر
[عمران و معماری] آبراهه با بستر پراکنده - رود چند شاخه - رود گیسووار
[زمین شناسی] آبراهه با بستر پراکنده ، رود چند شاخه ، رود گیسو وار
[خاک شناسی] رود چند شاخه ای
[آب و خاک] رودخانه ای، شریانی، نهر شاخه ای
[زمین شناسی] بریده- بریده ، بافته شده نوعی ساخت رسوبی که در یک امتداد خاص بریده شود و عمدتا در رودخانه ها دیده می شود
[برق و الکترونیک] سیم بافته لوله ای از سیم های نازک که به عنوان حفاظ دور یک رسانا یا کابل بافته شده است ، همچنین در کابلهای مسطح از آن به عنوان نوار زمین استفاده می شود.
[زمین شناسی] بریده- بریده ، بافته شده نوعی ساخت رسوبی که در یک امتداد خاص بریده شود و عمدتا در رودخانه ها دیده می شود

معنی کلمه braided به انگلیسی

braided
• woven together

braided را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حاجی
[قیطان های] بافته شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی braided
کلمه : braided
املای فارسی : بریدد
اشتباه تایپی : ذقشهیثی
عکس braided : در گوگل

آیا معنی braided مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )