برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1436 100 1

boycott

/ˌbɔɪˌkɑːt/ /ˈboɪkɒt/

معنی: تحریم، بایکوت، تحریم کردن
معانی دیگر: از خرید یا به کار بردن کالا خودداری کردن، (به ملاحظات سیاسی یا مذهبی) ترک مراوده کردن، طرد کردن، ناروا کردن

بررسی کلمه boycott

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: boycotts, boycotting, boycotted
• : تعریف: to refuse to buy, use, attend, or deal with (a product, activity, business, or the like), usu. as a protest or means of persuasion.
مترادف: blacklist, eschew, reject, shun
مشابه: avoid, ban, disdain, disregard, embargo, ignore, rebuff, refuse, scorn, spurn

- People are boycotting the shoe manufacturer to protest unjust labor practices.
[ترجمه ترگمان] مردم تولید کننده کفش را تحریم می‌کنند تا به اعمال ناعادلانه کار اعتراض کنند
[ترجمه گوگل] مردم به تولیدکنندگان کفش تحریم می کنند تا اعتراض به اقدامات غیرقانونی کار کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
مشتقات: boycotter (n.)
• : تعریف: the act or process of boycotting.
مترادف: ban, blacklisting, condemnation
مشابه: embargo, exclusion, picketing, prohibition, rejection

- Last year's boycott of the company caused major financial losses.
[ترجمه ترگمان] تحریم سال گذشته این شرکت باعث خسارت‌های مالی بزرگ شد
[ترجمه گوگل] تحریم سال گذشته شرکت باعث زیان های مالی عمده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- New l ...

واژه boycott در جمله های نمونه

1. the boycott of the goods made by that country
تحریم کالاهای ساخت آن کشور

2. he encouraged the people to boycott the film
مردم را تشویق کرد که آن فیلم را تحریم کنند.

3. We boycott all products tested on animals.
[ترجمه ترگمان]ما همه محصولات مورد آزمایش بر روی حیوانات را تحریم می‌کنیم
[ترجمه گوگل]ما همه محصولات آزمایش شده روی حیوانات را تحریم می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. People were urged to boycott the country's products.
[ترجمه ترگمان]مردم از مردم خواستند تا محصولات کشور را تحریم کنند
[ترجمه گوگل]مردم خواستار تحریم محصولات کشور شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We are determined to boycott them.
[ترجمه ترگمان]ما مصمم هستیم که آن‌ها را تحریم کنیم
[ترجمه گوگل]ما مصمم هستیم که آنها را تحریم کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Opposition groups declared a boycott of the elections.
...

مترادف boycott

تحریم (اسم)
interdict , prohibition , embargo , boycott , lockout
بایکوت (اسم)
boycott
تحریم کردن (فعل)
ban , prohibit , boycott , blackball , lock out , proscribe

معنی boycott در دیکشنری تخصصی

[نساجی] بایکوت - قطع رابطه تجاری

معنی کلمه boycott به انگلیسی

boycott
• ban, embargo, refusal to purchase or use a product
• ban, place an embargo upon, refuse to purchase or use a product
• when people boycott a country, organization, or event, they refuse to be involved with it, because they strongly disapprove of it. verb here but can also be used as a count noun. e.g. ...an olympic boycott.
boycott something in protest over
• refusing to deal with someone or to buy something in order to punish them and coerce them to change their ways
boycott was imposed on
• a ban was placed against -, sanctions were placed against -
arab boycott
• economic boycott of the arab nations on the israeli industry
economic boycott
• ban on commerce, embargo

boycott را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد ریاحی
تحریم کردن
ممنوع کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی boycott
کلمه : boycott
املای فارسی : بایکوت
اشتباه تایپی : ذخغزخفف
عکس boycott : در گوگل

آیا معنی boycott مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )