برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1464 100 1

bountifully


سخاوت مندانه، بفراوانی

واژه bountifully در جمله های نمونه

1. While bountifully blessed with the gift of gab, Gemini are notoriously bad listeners.
[ترجمه ترگمان]در حالی که bountifully از موهبت بیان of برخوردار است، جوزا به طور آشکاری پذیرای شنوندگان بد هستند
[ترجمه گوگل]در حالی که خوشبختانه با هدیه ای از جنس مخلوط می شود، Gemini شنوندگان بدی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Refreshments were bountifully served.
[ترجمه ترگمان]پیشخوان نوشیدنی‌ها bountifully بود
[ترجمه گوگل]نوشیدنی ها به شدت خدمت می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Return unto thy rest, O my soul ; for the Lord hath dealt bountifully with thee.
[ترجمه ترگمان]ای جان، به استراحت خودت برگرد، چون خدا با تو سر و کار دارد
[ترجمه گوگل]بازگشت به استراحت تو، روح من زیرا پروردگار تو با تو مقابله کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He almost feels he steps on air. His purse he opens wide and, bountifully streaming, pours in the golden rain of sovereigns bright and gleaming. The bag weighs double what it did before.
[ترجمه ترگمان] ...

معنی کلمه bountifully به انگلیسی

bountifully
• abundantly, plentifully, amply, profusely

bountifully را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bountifully
کلمه : bountifully
املای فارسی : بونتیفوللی
اشتباه تایپی : ذخعدفهبعممغ
عکس bountifully : در گوگل

آیا معنی bountifully مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران