برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1683 100 1
شبکه مترجمین ایران

boost

/ˈbuːst/ /buːst/

معنی: ترقی، کمک کردن، بالا بردن، بالا رفتن، زیاد کردن، جلو بردن، ترقی دادن
معانی دیگر: (در بالا رفتن به کسی) کمک کردن، بالا کشیدن، به جلو راندن، دیگران را تشویق به کمک یا جانب داری از کسی یا چیزی کردن، فزونی بخشیدن، برافزودن، کمک، به جلو رانی، بالابری، تعالی، فزون سازی، بالابردن قیمت

بررسی کلمه boost

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: boosts, boosting, boosted
(1) تعریف: to raise to a higher position by pushing from below.
مترادف: elevate, heft, jack up, lift, raise
مشابه: heave, heighten, hoist, pick, promote, rise, support

- He boosted the child up so she could see over the counter.
[ترجمه ترگمان] بچه را بلند کرد تا بتواند روی پیشخوان آن را ببیند
[ترجمه گوگل] او بچه را بالا برد تا او بتواند روی شمارنده ببیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to increase.
مترادف: aggrandize, amplify, hike, increase, inflate, jack up, raise
متضاد: lower
مشابه: advance, elevate, lift, magnify, upgrade

- The advertising campaign boosted sales.
[ترجمه ترگمان] تبلیغات تبلیغاتی فروش را بالا برده‌است
[ترجمه گوگل] کمپین تبلیغاتی فروش را افزایش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to promote enthusiastically.
مترادف: aggrandize, hype
متضاد: diminish
مشابه: advance, advertise, advocate, encourage, endorse, forward, further, plug, promote, recomme ...

واژه boost در جمله های نمونه

1. to boost a candidate
برای نامزد انتخاباتی جلب کمک کردن

2. to boost a program
از برنامه‌ای پشتیبانی کردن

3. to boost prices
قیمت‌ها را بالا بردن

4. to boost taxes
مالیات‌ها را زیاد کردن

5. a noticeable boost in the exports
ترقی چشمگیر در صادرات

6. a project to boost agricultural production
طرحی برای فزونسازی فرآوری کشاورزی

7. give me a boost from behind so i can climb the tree
از عقب مرا هل بده تا بتوانم بالای درخت بروم.

8. this will be a great boost
این کمک بزرگی خواهد بود.

9. It wants the government to take action to boost the economy.
[ترجمه ترگمان]دولت از دولت می‌خواهد که برای ارتقای اقتصاد اقدامی صورت دهد
[ترجمه گوگل]این دولت می خواهد دولت را برای تقویت اقتصاد اقدام کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Getting that job did a lot to boost his ego .
[ترجمه ترگمان]به دست آوردن این شغل برای بالا بردن نفس او کاره‌ای زیادی انجام داد
[ترجمه گوگ ...

مترادف boost

ترقی (اسم)
increase , progress , development , increment , growth , ascent , success , boost , advancement , rise , promotion , lift , pickup , jump , procession
کمک کردن (فعل)
relieve , assist , hand , aid , help , boost , facilitate , bestead , bested , redound
بالا بردن (فعل)
raise , enhance , boost , upgrade , lift , amplify , elevate , uplift , bump up , horse , heighten , elate , enthrone , sublimate , hoist , upraise
بالا رفتن (فعل)
up , boost , rise , lift , ascend , climb , soar
زیاد کردن (فعل)
increase , raise , add , enhance , augment , propagate , boost , heighten
جلو بردن (فعل)
feed , advance , boost , further
ترقی دادن (فعل)
raise , advance , boost , promote , meliorate

معنی boost در دیکشنری تخصصی

boost
[کامپیوتر] تقویت
[برق و الکترونیک] افزایش ؛ تقویت افزودن ی تقویت کردن. - تقویت کردن
[مهندسی گاز] تقویت کردن
[برق و الکترونیک] بازدهی قوی باردهی بخشی و سریع باتری با آهنگ جریان بالا.
[نفت] تغذیه با فشار
[برق و الکترونیک] تنظیمگر افزایشی نوعی منبع تغذیه ی قطع و وصلی که دارای یک القاگر در ورودی است به گونه ای که در هنگام قطع کلید ترانزیستوری موازی، انرژی ذخیره شده در آن به خروجی منتقل می شود. این منبع ولتاز ورودی را به خوبی تنظیم و تثبیت می کند.
[برق و الکترونیک] تقویت صدای بم مداری که با تقویت بسامدهای یم نسبت به بسامدهای شنیداری بالاتر ، حساسیت کم گوش انسان به بسامدهای پایین و ضعیف را در موقع پایین بودن شدت صدا جبران می کند.
[برق و الکترونیک] جبران بسامد- بالا افزایش تقویت در بسامدهای الا نسبت به بسامدهای میانی و پایین در یک باند معین ، نظیر باند تصویری یا صوتی .
[برق و الکترونیک] تقویت زیر تنظیم پاسخ دامنه - بسامد سیستم یا قطعه یا تاید بربسامدهای صوتی بالاتر .

معنی کلمه boost به انگلیسی

boost
• push, shove; raising, lift; incentive, encouragement
• raise; push; urge
• if one thing boosts another, it causes it to increase. verb here but can also be used as a count noun. e.g. this will be a great boost to the economy.
• if something boosts your confidence or morale, it improves it. verb here but can also be used as a count noun. e.g. ...a boost to self-confidence.
boost rating
• raise the percentage of viewers
boost the economy
• help improve the economy

boost را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کریم چشم بنام
بیشتر کردن
boost dwell time بیشتر کردن زمان ماندن ( بیشتر وقت گذاشتن در خرید )
مهسا
تقویت کردن
asadi
افزایش دادن
مهشید
خیزش
Negin
افزایش چیزی
مثلا need a boost
به افزایش سرمایه نیاز دارد
سعد
قوت قلب. It gave me a great boost.
Shirinbahari
دزیدن
FARSHAD
تقویت کردن ، افزایش دادن
Farhood
ترقی،
پیشرفت

The move gave her career a boost
الهام طاهری
کمک
مساعدت
ترغیب
احسان ب.
I can't reach it (= ventilator shaft), I might need a boost.
دستم بهش (= لولۀ هواکش) نمی‌رسه، احتمالاً یکی باید برام قلّاب بگیره.
موسی
boost(verb) = Promote(verb)
به معناهای : ارتقاء دادن،ترفیع دادن،ترویج دادن،تقویت کردن،افزایش دادن
کاربر آبادیس
رونق (در مسائل اقتصادی)
پوریا برزعلی
to improve or increase something
بهبود/ افزایش دادن (فعل)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی boost

کلمه : boost
املای فارسی : بوست
اشتباه تایپی : ذخخسف
عکس boost : در گوگل

آیا معنی boost مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )