برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1361 100 1

bonsai

/banˈsaɪ/ /ˈbɒnsaɪ/

(ژاپن - هنر کوچک نگهداری و شکل دار سازی بته ها و درختان گلدانی از راه هرس کردن و کودرسانی) گیاه بنسایی

بررسی کلمه bonsai

اسم ( noun )
حالات: bonsai
(1) تعریف: a dwarf tree, made small and shaped by various pruning techniques.

(2) تعریف: the practice of growing such trees.

واژه bonsai در جمله های نمونه

1. Bonsai World has hired a planning consultant to help fight the council.
[ترجمه ترگمان]بانک جهانی یک مشاور برنامه‌ریزی را برای کمک به مبارزه با این شورا استخدام کرده‌است
[ترجمه گوگل]بونسای جهان یک مشاور برنامه ریزی کرده است تا به مبارزه با شورا کمک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Enjoyable fairyland, poetic sentiment bonsai, Chinese scenery name card, world geology park.
[ترجمه ترگمان]سرزمین پریان، احساسات شاعرانه، card، کارت نام چینی، پارک جهانی
[ترجمه گوگل]پریان لذت بخش، بونسای احساسات شاعرانه، کارت شناسنامه چینی، پارک ژئولوژی جهانی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Does it look like a huge natural bonsai?
[ترجمه ترگمان]به نظر میاد یه ژاپنی واقعی باشه؟
[ترجمه گوگل]آیا این یک بونسای بزرگ طبیعی است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Approach it like topiary. Or bonsai gardening.
[ترجمه ترگمان]مثل درخت‌های صنوبر بیا جلو یا باغبانی ژاپنی
[ترجمه گوگل]رویکرد آن را به عنوان topiary یا باغبانی بونسای
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه bonsai به انگلیسی

bonsai
• tree or plant that has been dwarfed using special techniques; bonsai art form which originated in china and was perfected in japan
• a bonsai is a tree or shrub that has been kept very small by growing it in a little pot and trimming it in a special way.

bonsai را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه
گیاه
ebi
درخت گلدانی ، درخت کوتوله ، درخت مینیاتوری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bonsai
کلمه : bonsai
املای فارسی : بونسای
اشتباه تایپی : ذخدسشه
عکس bonsai : در گوگل

آیا معنی bonsai مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )