برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1356 100 1

boisterous

/ˌbɔɪstərəs/ /ˈboɪstərəs/

معنی: سترگ، خشن و بی ادب، بلند و ناهنجار، خشن و زبر، قوی، شدید، توفانی
معانی دیگر: خشن و طوفانی، پر سر و صدا و تلاطم، خروشان، پرهیاهو و مهارنشدنی، دهان دریده، پرقیل و قال، سرزنده، پرحرارت و اشتیاق، سرمست و خواهان، سترک، مفرط

بررسی کلمه boisterous

صفت ( adjective )
مشتقات: boisterously (adv.), boisterousness (n.)
(1) تعریف: loud, unrestrained, and in high spirits; rowdy.
مترادف: rambunctious, riotous, rowdy, tumultuous
متضاد: quiet, restrained, sedate
مشابه: disorderly, obstreperous, raucous, stormy, turbulent, unruly

- They complained about the boisterous drinking party next door.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها در مورد مهمانی پر سر و صدا در کنار در همسایه شکایت کردند
[ترجمه گوگل] آنها در مورد حیاط خلع سلاح در کنار درب شکایت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: rough and turbulent, as weather.
مترادف: stormy, tempestuous, turbulent
متضاد: calm
مشابه: gusty, rough

- The waves were boisterous in the storm.
[ترجمه ترگمان] امواج در طوفان خشن و پر سر و صدا بودند
[ترجمه گوگل] امواج در طوفان شگفت انگیز بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه boisterous در جمله های نمونه

1. boisterous laughter
خنده‌ی بلند،قهقهه

2. boisterous waves
امواج خروشان

3. a boisterous mob
جمعیت پر سر و صدا

4. to be boisterous
قیل و قال کردن

5. A boisterous horse must have a rough bridle.
[ترجمه ترگمان]یک اسب خشن باید افسار تندی داشته باشد
[ترجمه گوگل]یک اسب شگفت انگیز باید یک برهنه خشن داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Most of the children were noisy and boisterous.
[ترجمه ترگمان]بیشتر بچه‌ها پر سر و صدا و پر سر و صدا بودند
[ترجمه گوگل]اکثر کودکان پر سر و صدا بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. As midnight drew on,the party became more boisterous.
[ترجمه ترگمان]در نیمه‌های شب مهمانی بیش از پیش پر سر و صدا شد
[ترجمه گوگل]همانطور که نیمه شب بود، حزب شدیدتر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف boisterous

سترگ (صفت)
rough , large , big , huge , wrathful , boisterous
خشن و بی ادب (صفت)
boisterous
بلند و ناهنجار (صفت)
boisterous
خشن و زبر (صفت)
boisterous
قوی (صفت)
mighty , hard , solid , valid , drastic , keen , strong , fierce , heavy , formidable , stark , bouncing , brawny , stalwart , boisterous , forcible , powerful , potent , intense , violent , buxom , vigorous , hefty , stocky , forceful , lusty , high-powered , high-pressure , irresistible , stoutish , towering , two-handed , walloping
شدید (صفت)
hard , grievous , strenuous , drastic , keen , tough , exquisite , slashing , sopping , chronic , high-wrought , severe , rugged , stalwart , boisterous , forcible , intense , violent , intensive , vigorous , diametric , diametrical , inclement , incontrollable , rigorous , sthenic
توفانی (صفت)
tempestuous , stormy , boisterous , gusty , squally

معنی عبارات مرتبط با boisterous به فارسی

قاه قاه خنده، خنده بلند

معنی کلمه boisterous به انگلیسی

boisterous
• noisy, loud; stormy; excited
• someone who is boisterous is noisy, lively, and full of energy.

boisterous را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
رُک، صریح، تندرو، پرحرارت
Dr. Seif
گستاخ
Figure
Rowdy, noisy, energetic, active
Sara yasini
someone, especially a child, who is boisterous makes a lot of noise and has a lot of energy

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی boisterous
کلمه : boisterous
املای فارسی : بیستروس
اشتباه تایپی : ذخهسفثقخعس
عکس boisterous : در گوگل

آیا معنی boisterous مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )