برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1727 100 1
شبکه مترجمین ایران

boiler

/ˌbɔɪlər/ /ˈboɪlə/

معنی: دیگ بخار، جوشاننده
معانی دیگر: (مکانیک) دیگ بخار، تانک آب گرم کن، مخزن آب گرم (در آب گرمکن های خانگی و غیره)، گلخن، هر ظرفی که در آن چیزی را بجوشانند

بررسی کلمه boiler

اسم ( noun )
(1) تعریف: a sealed container or system of containers that when used with a source of heat generates steam for heat or power.

(2) تعریف: a container for boiling or heating.

- a lobster boiler
[ترجمه ترگمان] یک خرچنگ دریایی
[ترجمه گوگل] دیگ بخار خرچنگ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a tank used for heating and storing a supply of hot water.

واژه boiler در جمله های نمونه

1. the public bath's boiler
گلخن حمام عمومی

2. to inject cold water into a hot boiler
آب سرد را با فشار داخل دیگ بخار کردن

3. Pipes convey hot water from the boiler to the radiators.
[ترجمه ترگمان]لوله‌ها آب داغ را از دیگ بخار به رادیاتورها انتقال می‌دهند
[ترجمه گوگل]لوله ها آب گرم را از دیگ بخار به رادیاتور انتقال می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. With the new boiler you can make big savings on fuel bills.
[ترجمه ترگمان]با یک دیگ بخار جدید می‌توانید صرفه‌جویی زیادی در قبض‌های سوخت بکنید
[ترجمه گوگل]با دیگهای جدید شما می توانید با صرفه جویی در هزینه های سوخت صرفه جویی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This new boiler generates more heat than the old one.
[ترجمه ترگمان]این دیگ بخار جدید گرمای بیشتری نسبت به یک دیگ قدیمی تولید می‌کند
[ترجمه گوگل]این دیگ جدید تولید گرما بیش از قدیمی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She kept looking at the d ...

مترادف boiler

دیگ بخار (اسم)
boiler , steam boiler
جوشاننده (اسم)
boiler

معنی عبارات مرتبط با boiler به فارسی

رجوع شود به: coveralls
(آشپزی) دیگ دو جداره، دیگ دو لایه، دیگی که دیگ کوچک تری در ان جا بگیرد
کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
صابون پز
دیگ بخار
دیگ رخت شویی

معنی boiler در دیکشنری تخصصی

boiler
[شیمی] دیگ بخار
[عمران و معماری] دیگ بخار
[مهندسی گاز] دیگ بخار
[نساجی] دیگ بخار - بویلر
[ریاضیات] ظرف، شکل
[نفت] دیگ بخار
[مهندسی گاز] اب تغذیه دیگ بخار - اب تغذیه دیگ بخار
[نفت] تلمبه ی تغذیه ی دیگ بخار
[مهندسی گاز] مرکز دیگهای بخار
[نفت] موتور خانه
[مهندسی گاز] بستن دیگ بخار
[کوه نوردی] لوحه های همپوش
[عمران و معماری] گهواره
[کوه نوردی] لباس غوطه خوردن
[عمران و معماری] دیگ شوفاژ
[مهندسی گاز] دیگ بخار
[پلیمر] دیگ بخار

معنی کلمه boiler به انگلیسی

boiler
• hot water heater
• a boiler is a device which burns gas, oil, electricity, or coal to provide hot water, especially for central heating.
boiler plate
• thick tin used to make water heaters and ship parts; template, document used for basic structure (in a newspaper or magazine); parts of text that are stored in memory of a word processor for repeated use (in computers)
boiler room
• area or room where one or more boilers are located; (informal) room staffed with unlawful brokers who use high-pressure sales tactics over the phone to sell securities
boiler suit
• a boiler suit is a piece of protective clothing consisting of trousers and a top that are joined together in one piece.
electric boiler
• tank in which water is stored and heated by means of electricity
pot boiler
• a pot-boiler is a piece of writing, music, or other work which a writer, musician, or other artist has created in order to earn money quickly rather than as a work of artistic merit.
steam boiler
• device used to boil water into steam

boiler را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ایرزاد
《 پارسی را پاس بِداریم 》
boiler
دَر زبان پارسی اَز ریشه یِ زَمانِ کُنون با پَس وَندِ اَبزارسازِ
- اَن نام اَبزار ساخته می شَوَد ، مانَندِ تاوَن ، سوزَن...
ریختار : بُنِ کُنون - پَس وَندِ : - اَن
☆ جوش - اَن = جوشَن = boiler
با جُوشَن هَمسان پِنداری ( اِشتِباه) نَشَوَد!!!
Seyyedalith
موتورخونه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی boiler

کلمه : boiler
املای فارسی : بویلر
اشتباه تایپی : ذخهمثق
عکس boiler : در گوگل

آیا معنی boiler مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )