برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1394 100 1

body language


ارتباط غیرکلامی، (بیان به وسیله ی حرکات بدن و حالت قیافه) تنگویی

بررسی کلمه body language

اسم ( noun )
• : تعریف: the shifts of posture, gestures, and facial expressions that communicate nonverbally, sometimes supplementing and sometimes diverging from or contradicting verbal communication.

واژه body language در جمله های نمونه

1. Body language can also be used to attract members of the opposite sex.
[ترجمه ترگمان]زبان بدنی نیز می‌تواند برای جذب اعضای جنس مخالف مورد استفاده قرار گیرد
[ترجمه گوگل]زبان بدن نیز می تواند برای جذب اعضای جنس مخالف استفاده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You could tell from his body language that he was very embarrassed.
[ترجمه ترگمان]از زبان بدنش معلوم بود که او خیلی خجالت‌زده است
[ترجمه گوگل]شما می توانید از زبان بدن خود بگویید که او بسیار خجالت زده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A speaker conveys information through tone and body language.
[ترجمه ترگمان]سخنگو اطلاعات را از طریق زبان و زبان منتقل می‌کند
[ترجمه گوگل]سخنران اطلاعات را از طریق تن و زبان بدن انتقال می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The course teaches sensitivity to body language.
[ترجمه ترگمان]این دوره حساسیت به زبان بدنی را آموزش می‌دهد
[ترجمه گوگل]البته حساسیت به زبان بدن را آموزش می دهد
[ترجمه شما ...

معنی کلمه body language به انگلیسی

body language
• body language is the way in which you show your feelings or thoughts to other people by means of the position or movements of your body rather than with words.

body language را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
معنی: زبانِ بدن،حالت های شخصیت،تَنگویی،پیکر بیان،آن!
این رفتار ها می تواند مربوط به :
1.وضعیت و حالت های بدنی(مثل: محلّ قرار گرفتن و چگونگی بدن مانند: سر و گردن،دست ها،پاها-نحوه دست دادن،نشستن،ایستادن،راه رفتن،خوابیدن و...)
2. حرکات بدن( مثل: حالت ها،ادا و اطوار ها((ژست ها)) )
3. اشارت(رمز و ایما) و جلوه های هیجانی صورت و چشم و ابرو و... باشد.

یکی از شیوه های بکارگیری زبانِ بدن: پانتومیم(ادا اطوار،ادا بازی)هست،که بارزترین نمونَش: چارلی چاپلین

این مبحث در ادبیات عاشقانه: آنچه عاشق را به سوی معشوق جذب می کند،
تنها زیبایی و خوشگلی معشوق نیست؛این که،معشوق چجوری دلبری می کند یا چگونه بدنش و اَعمالش را
بکار می گیرد تا به دل عاشق بشیند،موضوعی کلیدی و مهمتر است.
مثالی از شعر وحشی بافقی:
تو قد بینی و مجنون جلوه ی ناز / تو چشم و او نگاه ناوک انداز
تو مو بینی و مجنون پیچش مو / تو ابرو او اشارت های ابرو
یعنی: برای مجنون کرشمه،خرامیدن،گرازان و راه رفتن با ناز یار، دل انگیزتر از بلندی قد اوست-
افسون نگاه معشوق،عاشق را بیشتر مفتون می کند تا شکل چشمان او-
پیچش مو دلرباتر از خود مو است-اشارت ابرو مهمتر از خود ابرو است.

همه عواملی که به کیفیت و چگونگی بکارگیری بدن مربوط می شود در ادبیات فارسی (آن) می گویند.
این واژه قدمتی دراز دارد و شاعران زیادی درباره ی آن شعر سروده اند.
مثالی از شعر حافظ:
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد / بنده ی طلعت آن باش که آنی دارد
معنی: معشوق(محبوب،زیبارو) کسی نیست که زیباست(مثل: مو خوشگل و کمر باریک و...)دارد/بنده ی چهره ی کسی باش که زبانِ بدن(حالت های شخصیت) جالبی داشته باشد.

اگه در شعر فرزاد فرزین به جای واژه ی حال،(آن) را بکار می بردیم شعر زیباتری می شد:
من به فدای نگاه تو / دوست دارم اینجوری آنِ تو!
Sina Sharifzadeh
زبان بدن، تن گفت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی body language
کلمه : body language
املای فارسی : بودی لنگویج
اشتباه تایپی : ذخیغ مشدلعشلث
عکس body language : در گوگل

آیا معنی body language مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )